لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 14 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر

نقد شعری از جناب مهدی خطیبی

به نام خدا
با سلام خدمت دوستان عزیز
چندی پیش در آرشیو سایت شعر نو اشعار جناب خطیبی را مطالعه می کردم. تصمیم گرفتم،شعر تن خوانی اش را نقد کنم.. این شعر از خیلی جهات نظرم را به خود جلب کرد. تمام تلاش ام را کردم تا نقد مناسبی از آب در آید.امیدوارم جناب آقای خطیبی نقدم را بپذیرد.

تن خوانی

هراس انتشار سکوت است
در نفس نفس زدن ات
وقتی مرا فرو می کشی
و بعد
گریه خنده های توست
بر بام آه
و تابی که با تن ات می دهی

-دریایی با دو گلسنگ برآمده از زلالی-
و گردابی که در آن می رهی
می رهم
می رهیم از خویش
از تشویش

شادا
تو در منی و من در تو
بی زمان
در لذتی ازآن من قلّگی است
و از آن تو
رها شدگی
در پیچ و تاب های گشوده به دریا

شعر از لحاظ مهندسی و ترتیب کلمات و زیبایی های لفظی بسیار موفق است شاعر صریح و راحت حرف می زند و خواننده را به دنیای پر رمز و راز می برد کاری که فقط از یک شعر خوب ساخته است اگرچه درک پیام اندکی در ذهن مخاطب وقفه ایجاد می کند اما برای درک کلی مفاهیم نیازی به باز کردن لایه های درونی شعر نیست.
شاعر با حذف استبداد آرکاییک زبان و با اجتناب از درشت نمایی ها به قصد ایجاد ارتباط با مخاطب در استراتژی خاصی به خلق شعر خود دست زده است.
شعر با توجه به فضای خاص و نوستالوژیک خود شعری فعل پذیر است .شاعر با زبانی ساده دست به خلق تصاویر دیداری و شنیداری جالب زده است.
در فضاهای اولیه ی شعر، استفاده از آرایه های مفهومی پر رنگ تر است و یکی از تمهیداتی که برجسته به نظر می رسد…آشنازدایی های ذهنی یا همان ترکیب ایماژ و عاطفه است.

شعر با فاکتوری منفی شروع شده و حالتی تنش زا به آغاز شعر بخشیده است(اگرچه تنش در دنیای حقیقی انسان را منگ و نگران می کند اما در شعر مایه ی انسجام و هم پیوستگی دنیایی است که شاعر از راه تخیل بر می سازد.)
هراس…………… شاعر با آگاهی از ترس های درونی خود سخن می گوید ترسی که اولین واقعه ی شعر را نشان می دهد و در نتیجه وقایع دیگر را به دنبال خود می کشاند. این حس دقیقاً بیانگر بازتاب های ذهنی شاعر است از فضایی که در آن قرار دارد.بین سکوت و هراس ارتباط مستقیم وجود دارد.. کاربرد آرایه ی تشبیه در اولین بند شعر به شیوه ای ملموس قابل دید است{ وجود رابطه ی علت و معلولی………..هراس (علت) سکوت(معلول)}
انتشار سکوت، خود نوعی تصویر حسی است. سکوت همانند بو یا هر چیز قابل انتشار در فضای ذهن گوینده منتشر می شود و این حس را به مخاطب القا می کند. در واقع نوعی تصویر حسی توام با هیجان عاطفی است. به چنین تصویری تصویر نوروفیزولوژیک گویند.نوروفیزولوژیک فرضیه ای است تحت عنوان Somantic Marker که در واقع بسط و گسترش نظریه ی جیمز است(این فرضیه با ساخت تصاویر حسی و هنجارگریز در شعر تناسب و هماهنگی دارد در واقع از علم روانشناسی وارد عرصه ی شعر و داستان شده )

سطر دوم (در نفس نفس زدن ات) فضای درون ذهن گوینده که برای انتشار سکوت لازم است همان نفس نفس زدن هاست که اشاره نیز به کاراکتر درون شعر دارد.نفس هایی که هم سکوت را در خود محو می کنند و هم حسی را فرو می بلعند اشاره به سطر سوم .. فرو رفتن روح و وجود گوینده در بطن نفس ها نشان دهنده ی رفتارهای روانی گوینده و بیانگر شدت توجه حسی و بیان عواطف و تخیل شاعر است.

و بعد
گریه خنده های توست………
در این بند، شعر وارد فضا و وقایع دیگری می شود.گریه خند ه ها بیانگر کشف و شهود انسانی راوی است برای نشان دادن ترکیبی با دو کلمه ی کاملا مخالف… کاربرد آرایه ی ادبی پارادوکس و در برگیرنده ی نوعی تصویر دوسویه ..این تصویر همانند فیلمی از صفحه ی ذهن خواننده عبور می کند تصویری که با اولین بار روئیت آن ذهن را تحریک می کند و به افزایش جذابیت تخیل متن کمک می کند شاعر بدون استفاده از فضاهای مزاحم از دردهای خود سخن گفته و با استفاده از جهان بینی خود تصویری ضد و نقیض برای بیان مقصود خود به کار گرفته مسلماً خلق چنین تصویری بدون تفکر نبوده است

تصویر بعدی…بام آه(اضافه ی استعاری) … آه به خانه ای تشبیه شده که بام دارد و استعاره از درد و رنج و محنت است که با گریه ها ارتباط مستقیم دارد. خنده در اینجا بازتاب رفتارهای منفی و نیز برخاسته از عوامل عاطفی تلخ است به صورت ظاهری خنده و گریه ربطی به هم ندارند اما در این جا با مفهومی مستقیم در شعر نشسته است که رابطه ی پنهان مفهومی بین خنده و گریه را نشان می دهد
بر می گردیم به اصل جمله(آهی که بر فراز خود خنده گریه دارد)نوعی تصویر حسی در یک ساختار غیر متعارف منظم به وجود آمده است

فضای بعدی شعر
دریایی با دو گلسنگ برآمده از زلالی…..نقطه ی اوج تاکید احساس و پیام گوینده این سطر است… گاهی گوینده برای بیان بهترین حالت تشریح شده ی شعر سطر یا جمله یا کلمه ای را در پرانتز یا بین دو خط فاصله قرار می دهد
آغاز این بند آغازی مثبت و چالش برانگیز است. این بند از شعر تا انتهای آن از مدرنیت ساختاری برخوردار است و بافت مفهومی شعر را تا حدودی دجار تحول می کند در این قسمت آنیات افسون تری سهم مخاطب می شود.

دریا رمز تازگی و نوجویی در ادبیات ژاپن نماد ابهت و در ادبیات جهانی نماد سربلندی است (کاربرد عنصر طبیعت) با به کار بستن این کلمه شاعر می خواهد جهانی تازه را رو به چشم مخاطب باز کند و حقایق کشف نشده ای را به آن ها نشان دهد البته برای این کار اول خود او باید به دنبال کشف و بررسی باشد…..
گلسنگ(باز هم کاربرد عنصر طبیعت)گلسنگ از نظر علمی یک موجود تشکیل شده از قارچ و جلبک است که با سرعت کم رشد می کند در بیابان ها و نواحی قطب جنوب و گاهی در دریا روی سطح سنگ ها و می تواند 400 سال عمر کند
بنابراین با توجه به عمر طولانی گلسنگ می تواند نماد استحکام قدرت و تحمل باشد….(ما قدرت تحمل دربرابر ناملایمات زندگی و دوری از هم را داریم…..پیام گوینده در این بند شعر)

شاعر با کاربرد دریا و گلسنگ کنار هم خواسته امکانات مفهومی شعر را با طبیعت و پدیده های طبیعی درآمیزد و در بستر نماد نشان دهد….گلسنگ از نظر ذهن روان گوینده در بستر احساسی زلال شکل گرفته نه بر روی سنگ بیابان ………….. شاعر می خواهد اتمام دردها و ناملایمات زندگی اش را این گونه بیان کند با نمادینه کردن Symbolisme…..
مسلماً چنین پدیده ای که دربرگیرنده ی بیانی غیر منطقی است فقط در بستر شعر رخ می دهد
سطر بعدی:
گردابی که در آن می رهی
گرداب به انبوه آب دریا گویند که با حرکت چرخشی خود انسان ها و کشتی ها را در خود فرو می بلعد.در اینجا شاعر باز هم مخاطب درون شعر را وارد فردیت ذهنی خود می کند ما رها شده ایم در گرداب زندگی ما از خود و نگرانی هایمان رها خواهیم شد گرچه غرق شدن در گرداب به معنی نیستی و فنا شدن است اما با توجه به سطر بعدی برداشت من این است که این گرداب در معنای واقعی کلمه و در این جمله چهر ه ای منفی و نابود کننده ندارد بلکه می تواند اشاره به وقایع مراحل و لحظات سخت زندگی و در واقع همان امتحان الهی باشد.. که در ظاهر سخت است ….در این جا شاعر فرصت تأمل درباره ی دیدگاه فلسفی خود را می دهد.این قسمت از شعر بر می گردد به اصل خلقت و ابدیت انسان ها(ما انسان ها روزی از خود/از جسم مان و نگرانی های مان رها خواهیم شد.)
گردابی که در آن می رهی……. خود را به دست سرنوشت بسپار بگذار تقدیر آنچه را می خواهد برایت رقم بزند…گرداب استعاره از زندگی و پستی بلندی های آن است.

شادا…(کاربرد حرف منادا در ابتدای سطر آخر)
شاعر احساس اش را به عینیت نزدیک کرده (تو در منی من در تو)او عشق بی پرده ی خود را بی واسطه و بدون حاشیه بیان می دارد.

آن چه که در این شعر نظرم را جلب کرد رابطه ی مستقیم بین کاربرد تصاویر با رفتارهای زبانی است

می رهی می رهم/ تو در منی من در تو/ از آن من از آن تو/

این نوع بیان عینی و ساده با تداخل زبانی معمولی و کاربرد تصاویری مشابه همراه است
به گفته ی” روبر برشون” آن چه که بعد از تصویر نگاری در شعر مهم است توجه به کشف های کلامی و ظرافت رفتارهای زبانی است که در این شعر قابل روئیت است

سطر بعد
بی زمان……….شاعر خود را در ورطه ای از زندگی بدون زمان و بدون حرکت می بیند او پنجره ی تازه ای به روی جهان خوانندگان باز کرده(عدم وجود زمان و وقت ظاهری…باید دقت کرد هر چیز غیر طبیعی و غیر منطقی در ذهن شاعر قطعی است)
طبق گفته ی “آندره برتون”پیشوای سوررآلیسم، عمل اتوماتیک وار فکری برای بیان کاربرد واقعی اندیشه و نوشتن تفکر بدون هر گونه کنترل ذهنی انعکاس چیرگی تخیل بر تعقل است(هر آنچه که در عالم حقیقت وجود ندارد اما در ذهن تخیل برانگیز یک شاعر نمو می یابد… مثل همین بی زمانی …. ما می دانیم زندگی واقعی بدون زمان بی معنا است اما برای شاعر کاملا طبیعی است.

سطر بعد:
در لذتی که از آن من قلّگی است..در بند آخر شعر درمی یابیم که شاعر با بندهای متفاوت بازی شعر را در ذهن مخاطب هدایت می کند و در هر بندی مضمون و پیام خاصی را نشان می دهد.
لذت می تواند خود شامل لذت های مادی و معنوی باشد.البته اینجا منظور لذتی است که انسان را به اوج معرفت کمال و سربلندی می رساند و باعث رها شدن از تمام سیاهی ها و رنج ها می گردد.
پایان بندی شعر با استفاده از رویکردهای مثبت مثل لذت /قلگی/دریا و با رعایت مرزبندی واژگان فرم گرفته است.

اگر بخواهیم پایان بندی شعر را از لحاظ روانشناختی بررسی کنیم می بینیم که گوینده با کاربرد ظرفیت های حسی تمام تخیل خود را با مرز بندی بین روح و احساس تعقل و تخیل در هم آمیخته و به پایان شهدمندی دست یافته.

شاعر خود را رو به سوی دریایی بی کران می بیند به دنبال تازگی و کشف است نوجویی و کشفی خارق العاده که جز در مخیله ی شاعر نمی گنجد.شاعرخلاق، شاعری است که به دنبال کشف جهانی تازه و به کار بستن ذهنی برای وارد شدن به دنیایی ناشناخته باشد.
امیدوارم مورد قبول آقای مهدی خطیبی و خوانندگان قرار بگیرد.

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات