لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

نقد ترانه مشترک پرستو جمشیدی و میلاد ماهیار

با عرض سلام خدمت تمامی شاعران و دوستان عزیز خصوصا شاعر های محترم خانم پرستو جمشیدی و میلاد ماهیار عزیز امروز به نقد ترانه مشترک این دو عزیز خواهیم پرداخت بی شک بر هیچ کس پوشیده نیست نقد ترانه اگربه واقع نقد باشد و متضمن مبانی فنی و اکادمیک باشد کاری بسیار سخت و مشکل است و امید من بر این است تا در نیل این هدف موفق و پیروز گردم در تبیین بنیان ترانه عرض کنم که هنوز بزرگان و صاحب نظران به نظر مشترکی نرسیده اند و هر از چند گاهی در محافل ادبی شاهد تعاریف گوناگون و بعضا متناقضی از ترانه هستیم بی شک ترانه خصوصا در دوره معاصر تغییرات زیادی کردهو اینکه بگوییم تحت تاثیر غزل قرار گرفته بی وجه نیست لیکن ترانه امروز با ترانه های قاجار که شاید بتوان اعتلای این قالب را در ان زماندانست تغیرات بسیار کرده گرچه منتقدان به تعریفی درست و جامع و مانع پیرامون ترانه نرسیده اند خود حقیر در یکی از دایره المعارف های معتبر قدیمی تعریفی دیدم که بیان میکند ترانه شعریست که از قیود ازاد است و تنها قید ان این است که اهنگ وقوافی را راعایت کند که صد البته نمیتواند تعریف جامعی بر ترانه باشد و از انجا که ترانه عصر جدید از غزل هم وام گرفته و از حالت اجتماعی ان به سمت عاشقانه بودن گام نهاد تعبیری جامع تر نیاز دارد لیکن می توان به تعبیر فوق تکیه کرد تا بتوان سروده زیر را از لحاظ فنی مورد نقد و بررسی قرار داد حال بپردازیم به خوانش این ترانه

دلم میخواد ک تا ابد ، خنده بشینه رو لبات

ستاره های آسمون ، یکی یکی برق چشات

دلم میخواد پر بگیری ، تو آسمون قلب من

خورشیدو ماه من بشه ، اون دوتا چشمای سیات

دلم میخواد که اسمتو ، رو پوست شب حک بکنم

اشکای تنهاییتو من ، پاک کنم از رو گونه هات

دلم میخواد اگه بشه ، تو قاب چشمات بشینم

شرمو کنار بذارمو ، بیام به پابوس لبات

دلم میخواد صدات بشه پنجره ای روی دلم

وقتی که اونو وا کنی ، پر بشم از حال و هوات

دلم میخواد که بودنت، قلبمو آتیش بزنه

دنیای من پُر بشه از ، عطرِ نفس کشیدنات

دلم میخواد قاصدکو ، اجیر شادیات کنم

غصه ها هم قایم بشن ، پشت حصار خنده هات

دلم میخواد به یادمون ، یه قصه ی تازه بگن

تو شازده ی دلم شیو ، منم پری قصه هات

دلم میخواد که خورشیدو ، شاهد عشقمون کنم

گلای ناز اطلسی ، بشن حریر زیر پات

دلم میخواد با یه طلسم ، قلبتو جادو بکنم

جسارته اما میخوام،بگم که میمیرم برات

دلم میخواد که با نسیم ، طواف عشقتو کنم

چشمای بی حیامو باز ، دخیل ببندم به نگات

دلم میخواد به شاپرک،بگم که پرواز بکنه

گلای شادی بکاره ، تو آسمون غصه هات

دلم میخواد وقت اذون ، یه فال حافظ بگیرم

به احترام عشقمون ، نیّت خیر کنم برات

دلم میخواد که فالمون ، خوب یا که بد ، هرچی باشه
دنیا رو قربونی کنم ، واسه یه بار خندیدنات
گرچه در مورد ترانه بیا کردن وزن خصوصا وزن عروضی ان کاری درست نیست لیکن به دستور یکی از دوستان وزن عروضی تقریبی ترانه را مینگارم که عبارت است از مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن بحر مجتث مثمن محذوف که ترانه کم و بیش حول این اهنگ سروده شده است از لحاظ قوافی نیز سروده قرص می نمابد و اصولا قوافی درست و اصولی انتخاب گردیده است که شاعر در سرایش دستش باز باشد و این گونه نباشد که بگوید عشق و دمشق و انگاه در قوافی باز ماند و اصولا استفاده از قوافی ای به که حالت عامیانهبوده و به زبان مردم نزدیک تر است نشان از تبحر سراینده ان دارد که خود را در دام قوافی گرفتار نکند و بنا به شعر معروف قافیه اندیشم و دلدار من قافیه اندیش نگردد در سروده دو بار لبات به شکل قافیه در بیت اول و چهارم تکرار می شودکه عیبی هم بر سروده نمیباشد و از انجا که دست شاعر را در غزل در مورد تجدید قوافی در دوبیت و ان هم دو بیتی که پس هم نباشند باز می گذارند و از اختیارات شاعری در قوافی محسوب میشود همچون اختیاراتی که در عروض به شاعر داده اند ایکن چهار بار استفاده کردن قوافی هات به اشکال گونه، خنده، قصه و غصه در ابیات سوم، هفتم،هشتم و دوازدهم و از انجا که دو بیت ممتد از یک قوافی تبعیت میتوان عیبی بر ساختار قوافی که در ان تعریف اولیه ای که ازترانه دادیم و قوافی را جزو قیود ترانه محسوب نمودیم دانست و البته این عیب از معدود عیب هایی است که بر سروده وارد می اید و البته سروده متضمن مبانی دلنشنین و زیبایی بسیاری نیز هست و از ان جهت که عیب می نیز چو گفتی هنرش نیز بگو به ان مبانی هم خواهم پرداخت خصوصا پرداخت عاشقانه ای که در ساختار ترانه اشکارا رخ می نماید لطایف غزل را زنده می سازد و امدن نام حافظ در ابیات پایانی این مضمون را هر چه زیبا تر جلوه میدهد البته شاید نقاد به این موضوع توجه نماید که وقتی شاعر فال حافظ را در پایان بندی سروده به کار میبرد میتواند دست اویزی برای خاتمه دادن سروده باشد باز باید به این نکته هم توجه کرد که جوشش و ضرب اهنگ سروده ان چنان قوی است که گویی ترانه تا ابد میخواهد ادامه یابد و شاعر برای پایان بخشیدن ان متوسل حافظ و فال وی می گردد تا هر چه تقدیر را پیش اید خوش اید
تمامی سروده در یک فضای مبهم معلق است و اینکه شاعر نیز تصریح می کند که دلم میخواد مهر تاییدی بر این نظریه است که گویا هنوز واقعه ای صورت نگرفته است لیکن احساس ناب و نوع بیان سرایش این احساس را به مخاطب میدهدکه گویی هر چه شاعر گفته است در حال انجام پذیرفته است از لحاظ بسامد لغات هم میتوانیم به نتایج جالبی برسیم3 بار واژه خنده 2 بار واژه غصه یک بار واژه اشک به کار رفته و اگر این بسامد ها مورد توجه شاعر بوده باشد باید گفت واقعا جای شگفت است لیکن عقیده نقاد بر این است که شاعر بر این معنی وقوف نداشته و لیکن با این بسامد به گونه ای خود شاعر از ان بی خبر بوده سعی نموده بیان کند در یک ماجرای عشقی غم و شادی به اندازه یکدیگرند و سهم این دو مساوی اند اسمون 3 بار بسامد داشته خورشید 2 بار و چشم به گونه های مختلف 4 بار بسامد داشته لب نیز 2 بار و هر دو بار در قافیه بسامد داشته سهم عبارات ای که از داستان های عوامانه و گاه عاقانه ماخوذ است3 واژه طلسم و جادو و پری است و کاراکتر های تاثیر گذاری که نقش پیام اور بین عاشق و معشوق را دارند بجز نسیم که کاربرد ان در غزل بسیار مشهود است قاصدک و شاپرک میباشد شب نیز یک بار در شعر بسامد دارد نقاد گمان میکند گرچه سروده مشترک یک اقا و یک خانم است ولیکن وجه زنانه اش بر وجه مردانه اش می چربد و از تعابیر و بسامد ها نیز میتوان به ان پی برد حال به بررسی چند بیت که به نظرم متضمن نکاتی هستند می پردازم گرچه اگر میتوانستم تمامی ابیات را تک تک بررسی کنم بسیار بهتر بود ولیکن به این چند بیت کفایت میکنم یکی از این ابیات بیت فوق است
دلم میخواد قاصدکو اجیر شادیات کنم
غصه ها هم قایم بشن پشت حصار خنده هات
به مصراع اول دقت نمایید گرچه چنین ترکیبی و استفاده از چنین عبارتی سابقه ای ندارد و اینکه قاصدک اجیر شود گرچه بسیار زیباست اما متضمن تفکر است تا اینکه مضمونی که مورد نظر شاعر است به ذهن مخاطب خطور کند به شخصه می گویم اگر این مصراع در غزلی بود یکی از شاه بیت ها ان غزل محسوب می گشت لیکن در ترانه که باید در ان از ترکیبات کنایی و استعاری استفاده کمتری بنماییم مسبوق نیست و به عقیده نقاد با تمام زیبای اش ان چنان که باید و جذاب است نمیتواند جذابیت اش را بیان کند گرچه قایم شدن غصه ها پشت حصار خنده ها که به صورت مصراع قبل زیبایی ندارد و در ان تنها ارایه تشبیه را که در ترانه ها بسیار سابقه دارد یافت می شود از ان جهت که به شکل ترانه بیشتر می ماند و مخاطب با ان سریع تر رابطه برقرار می کند زیبایی خاص خود را میابد
بیت بعدی دیگری هم که متضمن قصه های دیو وپری و عشق های ان چنانی است بسار زیبا نشان میدهد و اینکه به ان اشاره نکنم برای حقیر امکان پذیر نیست
دلم می خواد با یه طلسم قلبتو جادو بکنم
جسارته اما میخوام بگم که می میرم برات
تخیلی که در مصراع اول است شایان تحسین است اما اینکه با یک طلسم قلب معشوق را جادو کرده و بعد بگوییم جسارتا برایت می میرم مضمونی سخیف استگرچه تعریفی که برای ترانه بیان نمودم حاکی این مضمون نبوده ولیکن باید مصراع ها دارای ارتباط افقی قوی ای باشند در ابیات اخر هم شاعر بخاطر عشق که خیلی میتواند مهم باشد تنها نیت خیر میکند گرچه این ضعف در همه اشعار مشاهده نمیشود به گونه ای که شاعر در بیت اخر دنیا را برای خنده معشوق قربانی می کند در کل اگر بخواهیم نتیجه گیری ای بکنیم با تحسین کردن سروده و سپاس از شعرای ان باید شعرای فوق را به بیشتر خواندن ترغیب نماییم بی شک بیشتر خواندن و بیشتر دانستن میتواند قدم مهمی در اعتلای ترانه و فرهنگ ترانه باشد در پایان از تمامی عزیزانکمال تشکر را مینمایم و امیدوارم توانسته باشم تا حدودی حق مطلب را بیان کرده باشم شما را به خداوند عاشقان میسپارم
اراتمند شما: پویا بابایی کرمانشاهی

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات