سهل گفتی بـه تـرک جان گفتنمن بـدیدم، نمی تـوان گفـتـنجان فرهاد خسته شیرین استکی تواند بـه ترک جان گفتن؟دوست می دارمت به بـانگ بلندتـا کی آهسته و نهان …
| سهل گفتی بـه تـرک جان گفتن | من بـدیدم، نمی تـوان گفـتـن |
| جان فرهاد خسته شیرین است | کی تواند بـه ترک جان گفتن؟ |
| دوست می دارمت به بـانگ بلند | تـا کی آهسته و نهان گفتن؟ |
| وصف حـسن جـمال خود خود گو | حیف بـاشد به هر زبـان گفتن |
| تـا بـه حـدی اسـت شـکر دهنت | که نشاید سخن در آن گفتـن |
| گــر نـبــودی کــمــر، مــیـانـت را | کی توانستمی نشان گفتن؟ |
| ز آرزوی لــــبــــت عــــراقــــی را | شد مسلم حدیث جان گفتـن |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











