از داغ جدایی جگری سوخته دارم
از خاطره هایت ثمری سوخته دارم
با یاد تو شب را به شب بعد سپردم
از حاصل عمرم سحری سوخته دارم
از شعر رسیدم به نخی بعد به پاکت
در دود غلیظم هنری سوخته دارم
از روزنه ها نیز به تو زل زده بودم
در کار تماشا پدری سوخته دارم
در ذهن خودم با تو کجاها که نرفتم
تا مقصد رویا سفری سوخته دارم
امیر خنفری


