علی
➖▪️ علی▪️➖
جهان بیدارها دیده شب تار
ز فریاد علی در وقت پیکار
علی گفتن ، شنفتن، گوش دادن
علی دیدن، شدن، آغوش دادن
علی وار از گذرگاهان گذشتن
شرف دار از احدها باز گشتن
علی را راه در دل باز کردن
علی را دل به ره آغاز کردن
علی را حرف ها در چاه دیدن
علی را درب خیبرها بریدن
علی را هِق هِقِ نیمه شب تار
علی را با علی بسیار دیدار
علی مثل علی تنها و بی باک
و در بین امیران گشته چالاک
چو مولایش هوای یار دیده
که طعم این شهادت را چشیده
زبان روزه بود و راز شهدش
ضمیر پاک و استمرار عهدش
ولی بدذات ها بد کرده معنا
تمام گفته های هر دو مولا
همان مولا که در محراب جان داد
و مولایی که با موشک جهان داد
همه فهمیده اند مولایشان کیست
همان که سالها در سادگی زیست
علی امروز خفته با عصایش
کنار تربت پاک رضایش
و سجادش برای حفظ دیدار
نیامد در کنار قبر سردار
نه وقت ماتم است و در پناگاه
علم بر دوش و مانده در کمینگاه
که وقت انتقام از شمر دون است
زمانِ جنگ و جولانگاه خون است
و موسی در کنار نیل هرمز
عصا کوبد بر این قابیل هرمز
از امروز است بر تن جامه جنگ
در اینجا موشک و در کوچه ها سنگ
#فارس_شیراز
#سید_مجید_خرمی
#رهبر_شهید


