شـوم هلاک چـو غیری خـورد خـدنگ تـو راکـه دانم آشـتئی در قـفـاسـت جـنگ تـو راکـه کـرده پـیش تـو اظـهـار سـوز مـا امـروزکه آتـش غضـب افروخـتـه اسـت رنگ …
| شـوم هلاک چـو غیری خـورد خـدنگ تـو را | کـه دانم آشـتئی در قـفـاسـت جـنگ تـو را |
| کـه کـرده پـیش تـو اظـهـار سـوز مـا امـروز | که آتـش غضـب افروخـتـه اسـت رنگ تـو را |
| مـصـوران قـلـم از مـو کـنـنـد تــا نـکـشــنـد | زیـــاده از ســــرمـــوئی دهـــان تــــنـــگ را |
| زمـان کـنـم افـزون جــراحــت تــن خـویـش | ز بـس که بـوسه زنم زخـمهای سنگ تـو را |
| جریده گرد من امشب گرت رفیقی نیست | چـه بـاعث اسـت بـه ره دمبـدم درنگ تـو را |
| بـه مـدعـی پـر و بــالـی مـده کـه پـروازش | بــبــاد بــر دهـد ای سـرو نـام و نـنـگ تـو را |
| ز حـرف پـر دلی محـتـشـم پـرسـت جـهان | ز بس که جای به دل می دهد خدنگ تو را |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











