بـه دعـوی آمده تـرکـی کـه صـید خـود کـندمدل از تو می کنم ای بت خدا مدد کندممرا تـو کشتـه ای و بـر سـرم سـتـاده کسیکـه یک فـسـون ز لبـش زنده ابـد کـندم…
| بـه دعـوی آمده تـرکـی کـه صـید خـود کـندم | دل از تو می کنم ای بت خدا مدد کندم |
| مرا تـو کشتـه ای و بـر سـرم سـتـاده کسی | کـه یک فـسـون ز لبـش زنده ابـد کـندم |
| عجب که بـا همه عاشق کشی حسد نبری | که آن مسیح نفس روح در جـسد کندم |
| مـرا زیـاده ز حــد کـرده اسـت بــا خـود نـیـک | رسیده کار بـه آن هم که بـا تو بـد کندم |
| قـبــول خــاطـر او گـشـتــه ام بــه تــرک درت | چـنـان نـکـرده قـبـولـم کـه بـاز رد کـنـدم |
| فلک که سکه عشقش به نام من زده است | عجـب که بـاز بـه عشـق تـو نامزد کندم |
| چـو مـحـتــشـم خـط آزادی از تـو مـی گـیـرم | که او ز خـیل غلامان بـه این سند کندم |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











