نفس از سینه ام از بـس بـه خون آغشتـه می آیدسخن از لب مرا بیرون چو خون از کشته می آیدز اشــک و آه مـگـســل گـردل روشـن طـمـع داریکه نبـض آن گهر در کـف …
| نفس از سینه ام از بـس بـه خون آغشتـه می آید | سخن از لب مرا بیرون چو خون از کشته می آید |
| ز اشــک و آه مـگـســل گـردل روشـن طـمـع داری | که نبـض آن گهر در کـف ازین سـررشـتـه می آید |
| شـود صـاحـب بـصـیرت هر کـه پـوشـد دیده از دنیا | گشاد این حبـاب از چشم بـر هم هشته می آید |
| بــلــای آســمـان را از کــه مـی آیـد عــنـا نـداری؟ | کـه پـرزورسـت سـیلـی کـز فـراز پـشـتـه می آید |
| مـظـفـر می شـود هر کـس زدنیا روی گـردان شـد | درین پـیکـار فـتـح از لـشـکـر بـرگـشـتـه مـی آیـد |
| کدامین شاخ گل دامن کشان زین بزم بیرون شد؟ | کـه بـوی گـل بـه مغـزم از چـراغ کـشـتـه می آید |
| کدامین دل زپـیچ و تـاب گردیده اسـت خـون یارب؟ | که بـاد امروز از زلفش بـه خـون آغشـتـه می آید |
| چـه نـقـش تـازه ای بـر آب زد بـیرحـمـیش صـائب؟ | کـز آن کـو، نـامـه بـر بـا نـامـه نـنـوشـتـه مـی آید |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











