هر که بـا یار آشنا شد گو ز خود بـیگانه بـاشتـکیه بـر هستـی مکن در نیستی مردانه بـاشکـی بـود جـای ملک در خـانه صـورت پـرسـترو چـو صورت محو کردی بـا ملک…
| هر که بـا یار آشنا شد گو ز خود بـیگانه بـاش | تـکیه بـر هستـی مکن در نیستی مردانه بـاش |
| کـی بـود جـای ملک در خـانه صـورت پـرسـت | رو چـو صورت محو کردی بـا ملک همخانه بـاش |
| پاک چشمان را ز روی خوب دیدن منع نیست | سجده کایزد را بـود گو سجده گه بـتخانه بـاش |
| گــر مــریـد صــورتــی در صــومـعــه زنـار بــنـد | ور مـرائی نـیـسـتـی در مـیـکـده فـرزانـه بــاش |
| خـانـه آبــادان درون بــایـد نـه بـیـرون پـر نـگـار | مـرد عــارف انـدرون را گــو بــرون دیـوانـه بــاش |
| عاشقی بـر خویشتن چون پیله گرد خویشتن | ورنه بـر خود عاشقی جـانبـاز چون پـروانه بـاش |
| سـعـدیـا قـدری نـدارد طـمـطـراق خـواجــگـی | چون گهر در سنگ زی چون گنج در ویرانه باش |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











