قول و فعل و عهد و شـرطم بـود پـیشـش معتـبـرپـیش او اکنون بـه چـندین اعـتـبـارم شـرمسـارکار من یکباره مشکل شد در این عشق و هوسای اجـل بـازا که من زین ک…
| قول و فعل و عهد و شـرطم بـود پـیشـش معتـبـر | پـیش او اکنون بـه چـندین اعـتـبـارم شـرمسـار |
| کار من یکباره مشکل شد در این عشق و هوس | ای اجـل بـازا که من زین کـار و بـارم شـرمسـار |
| همچـو نعـلم پـیش او چـشـم از زمین بـرداشـتـن | نیست ممکن بـس کزان زیبـا سوارم شرمسـار |
| مـحـتـشـم بــر شـاخ دیـگـر بـلـبـل دل را نـشـانـد | مـن چـه نرگـس از رخ آن گـلـعـذارم شـرمـسـار |
| بــاز جــائی رفــتــه ام کـز روی یـارم شــرمـســار | روی بـرگـشـتـن ندارم شـرمـسـارم شـرمـسـار |
| در تــب عــشــقـم هـوس فـرمـود نـا پــرهـیـزیـی | کاین زمان تـا حـشر از آن پـرهیزگارم شرمسـار |
| بــا رخ و زلـفــش دلـم شــرط قــراری کــرده بــود | هم از آن شرحم خجل هم زان قرارم شرمسار |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











