نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ایجـز سـفـر در دل نـمـی گـردد مـرا انـدیـشـه ایفـارغ از مـلـک سـلـیمـانم کـه از روشـندلـیدر نــظــر دارم پـــریــزاد…
| نیست در مغز زمین چون گردبادم ریشه ای | جـز سـفـر در دل نـمـی گـردد مـرا انـدیـشـه ای |
| فـارغ از مـلـک سـلـیمـانم کـه از روشـندلـی | در نــظــر دارم پـــریــزادی ز هــر انــدیــشــه ای |
| گـلـعـذاران مـی ربــایـنـدم ز دسـت یـکـدگـر | جـز نظـربـازی نـدارم همـچـو شـبـنم پـیشـه ای |
| گر نسـازم کار عـشـق از ناتـمامی ها تـمام | کـار خـود را مـی کـنـم آخـر تـمـام از تـیـشـه ای |
| گر چـه از خط دور حـسن او بـه آخرها رسید | چـون تـنک ظرفان مرا کافی بـود تـه شیشه ای |
| سنگ را هر چـند می سـازم بـه آه گرم نرم | در دل سـخــت تــو نـتــوانـم دوانـدن ریـشـه ای |
| تـلـخـی عـالـم مـرا صـائب شـراب تـلـخ بـود | گر درین وحشت سرا می بود عاشق پیشه ای |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











