شعرها با بسامد بسیار نزدیک واژگانی و معانی در هم آمیخته با قریحه عمومی انسان های هم زبان اشتراک معنایی و لفظی یافته و در بستری مشترک بیان می گردد.شاید سخن از اشتراک های ادبی و هنری بهترین واژه در زمینه بروز بسترهای مشترک احساس های ادبی باشد.بسیاری از درون مایه های همسان در ادبیات معاصر فارسی از سرچشمه احساس های جوشش یافته و سر برافراشته ای حکایت دارند که از نگاه به تجربه های دیگران زاده شده اند بدون اینکه شاعر تجربه ای از حادثه یا حکایت شعر سروده خویش داشته باشد .نگاه ما به قطعه های ادبی نو از این نظرگاه که حکایتگر تصویری تازه اند می تواند نمایانگر وجود اشتراک های لفظی و واژگانی و درونمایه ای ادبیاب باشد به گونه ای که هر شاعر با خوانش شعرهای دیگران به برداشت احساس و نهادینه ساختن احساس شعری و شعوری در ساخت و پرداخت شعری جدید کمک می گیرند و اینجاست که سرقت های ادبی نمود بارزتری می یابد و به عنوان عاملی مهم در نامیدن شعر و برداشت های شاعانه توده مردم اثرگذار می شود.شعرهای اندکی در میان انبوهی از شعرهای گوناگون سر بر می آورند تا نشان دهند که عنصر نوآوری از احساس های مشترک جدا است و عامل مهم در شاخص گردیدن اشعار ایجاد فضای نوآورانه در بیان اشعار است.چنان که برخی از دوستان در سایت این عامل را به خوبی دریافته و در خلق اثرهای خویش به عنصر نوآوری بیان توجه بسیار دارند.نکته دیگر فرزند زمانه خویش بودن و پیروی از ساخت های واژگانی امروزی و دوری از کاربرد الفاظ کهنه و ساخت های مرده و قدیمی است که می تواند به شعر پویایی داده و آن را به عنصر ابتکار نزدیک سازد.
شعر از جهت واژگانی به معنای تار مو و از این جهت به بیان های تراویده از زبان انسانی شعر گفته می شود که لطافت تار مو و ظرافت آن را دارا می باشد .قرآن کریم نیز به شعر از این دیدگاه پرداخته است و شاعران جدا افتاده از احساس های برگرفته از درون آگاه و جلوه گر ازواقعیتهای پیرامون را گمراه می نامد.و آن شاعری را می پذیرد که با درستکاری از پدیده ها تفسیر واقعی داشته باشد.
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











