زیر بارش یکریز برف
جز رهائی از سیاهی
چه حرفی دارد بگوید
کلاغ !
زیر / بارش / یکریز / برف
رهائی /سیاهی
حرف /
کلاغ !
تصویرهای دیداری : کلاغی زیر بارش برفی بدون توقف پیغام رهائی از سیاهی را به گوش مخاطبانش می رساند .
تصویرهای شنیداری : در این قسمت شاعر کمک چندانی به مخاطب به منظور ساختن فضای ذهنی خود نکرده است .
و در این مورد شعر دارای ضعف مختصری می باشد .
فرم اصلی شعر بر روایت استوار است.
راوی از خاطره ئی سخن می گوید که هنوز ذهن او را به خود مشغول داشته است. خاطره جنس لطیفی دارد. سیال است و در لحظه یادآوری، فرد کم تر بر خشونت مادی اجزای آن متمرکز می شود. اما این خاطره به خصوص چنان تأثیر شدیدی بر ذهن سخن گو گذاشته است که جمود و زمختی همه چیز را یک بار دیگر لمس می کند. همه اجزای اصلی تصویرهای شعر خشنند
صداهای حلقی :
حرف چ : ( چه ) یکبار
حرف ک : ( کلاغ ، یکریز ) دوبار
صداهائی که با زبان ایجاد می شوند و هوا با فشار به بیرون رانده می شود
حرف ز : ( زیر ، یکریز ) دوبار
حرف ر : ( زیر ، بارش ، یکریز ، برف ، رهائی و حرف ) شش بار
صداهائی هم که با واژه های شعر ایجاد می شوند، با خشونت همراه است .
این خشونت صداها و بیان وضعیتی است از مخاطب مورد نظر شاعر .
شاعر محترم پیامش را با جز شروع می کند. قیدی که به مفهوم انجام عملی قطعی است – در این جا حرف زدن است – و از نظر آوائی نیز به صدای نوک زبانی ز ختم می شود.
گوئی شاعر می خواهد تأثیر عارضه های این خاطره را با همه توان از اعماق وجودش بزداید و به راحتی تلفظ صدای “ز” برسد.
کلاغ در اسطوره ها در کنار آپولون؛ خدای هنر و الهام دهنده شاعران می آید. بنابراین می تواند قرینه شاعر قرار بگیرد
کلاغ مانند همه پرندگان سیاه در قصه های غربی و گاه شرقی نماد هوش و فراست است و آن چه از قدرت و اختیارش در تعیین سرنوشت مردمان می گوید، دال بر هوشیاری او است
در کتاب فرهنگ اساطیر یونان و روم آمده است :
کلاغ در ابتدا سفید رنگ بود ولی چون رازها را فاش می کرد، سیاه شد. به این ترتیب سیاهی در سطح معنای متعارف سوگواری نمی ماند و در وجه اسطوره ئی، رنگ کلاغ/ نیمائی می شود که راز تولد گونه سرایش نوینی را فاش می کرد و به دلیل مخالفت ها و آزارهائی که می دید، کم کم خلق و روحیه تیره/ سیاه یافت.
اما سیاه اگر مظهر ظلمت، هرج و مرج، ابهام، ناشناخته ها، مرگ و مالیخولیا است، مظهر دانش ازلی و ناخودآگاه بشری هم است و این دو عنصر همان چیزهائی است که هر شاعر اصیلی نیاز دارد .
ارتباط های افقی به زیبائی برقرارشده اند برای مرتبط کردن خطوط عمودی به کلید واژه یعنی کلاغ ! توجه کنیم که در انتهای شعر و قسمت درگیر شدن ذهن مخاطب با علامت ! هایلایت شده است .
دوباره به خط اول شعر بر می گردیم :
زیر بارش یکریز برف
خط اول تصویری است که به خواننده حال و هوای فضای در اختیار ذهن شاعر را نشان می دهد .
در اینجا بارش برف بدون انقطاع در تمام فضای شعر احساس خواهد شد حتي در جاهايي كه تصاوير با برف ارتباط ندارد ذهن ما آنها را در مفهوم برف حل می كند و برف را از حالت عادي خود خارج ساخته تبديل به متني كند كه در ادامهي شعر آمده است .
رهائی / سیاهی
هميشه يك سوي تقابلهاي دوتايي داراي ارزش و اهميت عيني است و سوي ديگر يا وجود ندارد يا وجودش وابسته به وجود سويهي اول و در سايهي آن ميباشد. بدينگونه تقابلهاي دوتايي نيكي / بدي ، زيبايي / زشتي ، عدالت / ظلم ، مرد / زن ، گفتار / نوشتار ، معقول / محسوس و …. مورد بحث قرار گرفته همواره به يك سوي آنها (نيكي ، زيبايي ، عدالت ،مرد ، گفتار ، معقول و ….) ارزش داده ميشود و با «هست» مرتبط ميشود و سويهي ديگر يا نفي ميشود و با «نيست» مرتبط ميشود يا كمرنگ شده ، وجودش در سايهي وجود سويهي اصلي قرار ميگيرد (بدي ، زشتي ، ظلم ، زن ، نوشتار ، محسوس و …) به همين دليل اين دوگانه انگاري را دوگانه انگاري سلسله مراتبي مينامند.
و در آخر کلید واژه شعر یا همان کلاغ !
کلاغ ها از دیدگاه خیلی ها موجوداتی هستند که شخصیت خوبی ندارند یکی به این علت که همه چیز خوار هستند، یعنی آشغال خوار هستند و به پرنده ای که دزدی میکند معروف هستند و دیگری شاید به علت رنگ سیاهی که دارند نماد مرگ و مرض هستند
اما در فرهنگ مان کلاغها اینگونه شناخته شده اند که حداقل 100 سال عمر می کنند و تا 300 سال هم ممکنه عمر کنند. رقمی که برای ما قابل تصور نیست. یعنی یک چهارم هزاره و این رقمه باورکردنی ایست. شاید برای همین همیشه نقش خبرچین رو دارند , برای چیزهایی که می دونند و ما ازش بی خبریم, چیزهایی که دیده و ما ندیدیم. شاید برای این رمز و راز و برای این سکوت و دردی که در صفیرش نهفته است شوم و نا خوشایند به نظر می آیند !
از طرفی می توان کلاغ را همان پیامبر ناخودآگاه نامید .
شاعر و یا هرکسی می تواند با کلاغ یکی شود که کنایه ای است از پذیرفتن خبر تلخ یا همان حقیقت که کلاغ در این شعر به تصویر کشیده است !
مخاطبین کلاغ در سایه قرار دارد ولی چیزی که به آن اهمیت داده شده پیام کلاغ است و آن رهائی از سیاهی و به تعبیر این حقیر رفتن به سوی شعر نو مقابله بافکر کهنه پرستانی است که شعر نو را طرد کرده و آن را تخفیف داده اند .
ضمن تقدیر از جناب قزللو که بسیار زیبا این شعر را با قلم زیبایشان به صفحه ذهنمان مزین نموده اند باید عرض کنم این برداشتی کاملا آزاد از این شعر می باشد و از شاعر بزرگوار و دوستان گرانقدر و زیباخوان این سایت که وقتی برای خوانش دست خط این حقیر نموده اند تشکر می نمایم .
در پناه حق باشید
با مهر
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











