دوست گرانمایه و ارجمندم جناب دکتر مدرسی شعری عریان ، صریح ، بی پرده و هشدار دهنده با عنوان
” شاعر بی همتا ” سروده اند که حاکی از دغدغه ها و دلمشغولی های ایشان نسبت به روند حاکم در مواجهه ی دوستان با اشعار منتشر شده ، می باشد . اینجانب ، نظرم را در خصوص دیدگاه ایشان در پایین شعرشان نوشته بودم و بنا بر درخواست ایشان مبنی بر گذاشتن این گفته ها در ستون نقد اشعار ، اطاعت امر نموده و با اندکی تغییر همان مطالب را عرضه می نمایم .
ابتدا شعر ” شاعر بی همتا ” را با هم می خوانیم :
قصه های بی رنگ
شعر های خنثی
نقد های بی جان
شاعر خوش الحان !
شعر ” نو ” با تو مکرر شده است
و چه زیبا گفتی
فصل پاییز درختان زردند !
و اگر سیب رسید
از درخت می افتد !
نیوتن جذب چنین شعر قشنگی شده است
و اگر غم باشد
داستان هوس بالغ توست !
و بلندای نگاهت گاهی
تا دم پنجره است
خوش به حالت شاعر !
همه تبریک به تو می گویند
و تو در چت هایت
از همه ممنونی !
آفرین بر ذوقت
من تو را چون قندیل
روی دیوار اطاقم زده ام !
قبل از ورود به بحث ذکر دو نکته ضروریست . نخست آنکه نوشتار زیر نقد شعر مزبور نیست و صرفا تاملی است بر بن مایه ی این شعر . دوم اینکه جناب مدرسی این شعر را با الهام از شعر “راز جاذبه ” خانم اگرین سروآبادی سروده اند و همچنانکه خود تصریح کرده اند به هیچ عنوان اشاره ایشان متوجه ی خانم سرو آبادی نبوده و اتفاقا شعر راز جاذبه مورد پسند و تقدیر جناب مدرسی بوده است .
در خصوص دغدغه ها و دلواپسی های جناب مدرسی و اعتراض ضمنی ایشان به روند حاکم در مواجهه دوستان با اشعار ارسالی ،گرچه از زوایای مختلفی می توان به بررسی و علت یابی پرداخت اما به گمان من دو موضوع اصلی سبب بروز این وضعیت شده است :
اول اینکه دوستان حاضر همگی اهل شعر و ادبیات بوده و غالب آنها از روح لطیف و روحیه ی حساس و طبعی ملایم برخوردارند و به سبب داشتن این روحیات ، بسیاری از آنان بر این پندارند تا مبادا از رهگذر نظرات انتقادی خودشان نسبت به اشعار ارسالی ، موجب ناراحتی و رنجش شاعران آن اشعار گردند و از سوی دیگر ، بر این باورند که نظرات همراه با تعریف و تمجید موجب دلگرمی شاعران جوان و تازه کار می گردد . در ارتباط با چنین رویکردی باید در نظر داشت که هرفردی که شعری – خواه ضعیف ، خواه متوسط و خواه قوی – می سراید از نظر خودش شعر خوبی سروده و اگر غیر از این بود شعر خود را ارسال نمی کرد . به عبارت دیگر هر شعری حداقل شاعر آن را تا حدود زیادی اقناع کرده است و وقتی شاعر پس از انتشار شعرش در این سایت ، با تعریف و تمجید و به به و چه چه شاعران دیگر مواجه می شود امر بر وی مشتبه می شود که حتما شعرش قوی بوده که با چنین عکس العمل هایی مواجه شده است و بسیار دیده شده که بر اساس چنین توهمی که به وی دست داده ، هیچ انتقادی را برنتابد و حتی آن را مغرضانه تلقی کند . ( ناگفته نماند که بسیاری هم هستند که انتقادات را با روی باز پذیرفته و حتی خود درخواست می کنند تا شعرشان مورد نقد دیگر دوستان قرار گیرد .) به گمان من چنین ملاحظات و تعارفاتی نه تنها موجب ارتقای کیفیت کارها نمی شود که با قطعیت می توان گفت سبب تغافل شاعر از عیوب کارش و مانعی جهت پیشرفتش خواهد بود و جفایی است نابخشودنی . آیا بهتر نیست در حد بضاعت خویش به یاری یکدیگر بشتابیم و در جهت بهبود کار یکدیگر قدمی برداریم ؟ و اگر هم چنین نمی کنیم ، اخلاق حکم نمی کند که از مبالغه و اغراق اجتناب کنیم؟
اما نکته ی دوم : این نکته ربطی به خصوصیات و خلقیات و روحیات شاعرانه ندارد و متاسفانه به روحیه ی معامله گری برخی از دوستان مربوط است . از آنجا که تب مخاطب و داشتن بازدیده کنندگان بیشتر عارض عده ای از دوستان گشته است به هر نحوی تلاش می کنند تا به مخاطب بیشتری دست یابند و یکی از این شیوه ها متاسفانه همین است که برای هر شعری که ارسال می شود مدیحه سرایی کرده و زبان به تمجید و تحسین گشوده و به قول معروف وی را نمک گیر می کنند و نان قرض وی می دهند تا در موقع مناسب ( زمان انتشار شعر خودشان ) این افراد ناسپاسی نکرده و ادای دین کرده و سری به شعرشان زده و ار این راه تعداد بازدیدکنندگانش بالا رود . چنین ادعایی را بدون مدرک بیان نمی کنم و اگر لازم شد لیستی از این افراد ارائه می کنم تا خود مراجعه و رد پای تحسین و تمجید کاسبکارانه ی اینان را بر روی بسیاری از اشعار بسیار ضعیف ببینید و قضاوت کنید . مشکل این دوستان این است که در این توهم گرفتار شده اند که تعداد زیاد بازدید کننده نشانه ی قوت اشعار آنان است و جالب اینکه بارها و بارها به این موضوع تبختر و مباهات کرده اند . شعرهای زیادی از شاعران جوان دیده ام که مخاطب بسیار کمی هم داشته اند اما با معیارهای ادبی بسیار بسیار قویتر از اشعاری بوده اند که مخاطب چند صد نفری داشته اند . ناگفته پیداست که بسیاری از دوستان بدون توسل به چنین شیوه هایی از بازدید کنندگان فراوانی برخوردارند که نشانه ی قوت و استحکام و زیبایی شعرشان میباشد .
اما موضوع دیگر ، مبحث نقد و نگاه انتقادی به اشعار است . برخی به غلط بر این باورند که انتقاد و خرده گرفتن بر ایرادات کار شاعر ، موجب سرخوردگی و ناامیدی وی خواهد شد و نه فقط خود نقدی بر اشعار نمی گذارند که با منتقدین دلسوزی که نکاتی را یادآوری می کنند برخورد تند داشته و حتی انواع اتهام ها را هم به آنان می زنند . در این خصوص ذکر یکی دو مورد خالی از لطف نیست .چندی قبل ، شعر بسیار ضعیفی از شاعری منتشر شده بود که به دلیل خاصی – که خود بهتر میدانید – با استقبال زیادی مواجه شده بود و طبق معمول اکثر بازدید کنندگان هم به تعریف و تمجید پرداخته بودند . در این بین چند نفر که در بینش ادبی آنان شبهه ای نیست و به دانش آنان همه معترف هستند نسبت به شعر مزبور زبان به انتقاد گشوده و آن را در زمره ی محاورات روزمره و فاقد جوهر شعری دانسته بودند . در این بین ناگهان با اظهار نظری مواجه شدم که دود از سرم بلند شد . اظهار نظر از سوی یکی از همین افرادی بود که بر پر بازدیدکننده بودن اشعارشان می نازدند . ایشان خطاب به شاعر – نقل به مضمون – فرموده بودند “شما به نظرات انتقادی توجه نکن . اینان به تعداد زیاد بازدیدکنندگان شما حسادت می کنند و به همین دلیل است که شعر شما را ضعیف دانسته اند ” !!! در مورد دیگری ، آقای ایکس املای کلمه ای را غلط نوشته بود . ایشان در پاسخ به آقای ایگرگ که غلط نویسی ایشان را تذکر داده بود ضمن دلالت دادن اشتباه املایی خود به اشتباه تایپی ، جمله ای را نوشته بودند که از بیان آن شرم دارم و معادل محترمانه ی آن می شود : ” سر جایت بتمرگ و غلط اضافی نکن ” !!! ( ناگفته نماید که اشتباه ایشان تایپی نبود وبلکه غلط املایی بود . زیرا همان کلمه را در جای دیگری نیز با همان املای غلط نوشته بودند ) تصدیق می کنید مادام که چنین تفکراتی حاکم باشد دایره ی نقد چقدر کوچک می ماند و بسیاری از دوستان صاحب نظر صرفا برای دور ماندن از چنین اتهاماتی زبان در کام کشیده و از اظهار نظر اجتناب می کنند .
امیدوارم بابی که توسط جناب مدرسی گشوده شده است باز بماند و برخی از دوستان ارجمند که خواه از روی دلسوزی و روحیه ی لطیف و خواه از سر معامله گری موجب ایجاد چنین فضایی شده اند قدری در شیوه ی خود تجدید نظر نموده و اجازه ندهند بیش از این مسیر قهقرایی را پیموده و سر از ناکجا آباد در آوریم .
عزت زیاد – علی ترابی
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











