لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

با رویش جوانه ي اصلان قزللو – شوان كاوه

سلام دوستان عزيز

” بي خوابي ” كار كوتاه و زيبايي از شاعر عزيزمان اصلان قزللو ست ، با خواندن اين شعر زيبا برآن شدم تا مختصري برآن بنويسم تا شما عزيزان را هم در خوانش اين شعر شريك كنم ، اميدوارم مورد توجه و استفاده تان قرار بگيرد .

” بي خوابي “

چشمي باز و
چشمي نيم بسته
تبرزن
تبرزيرسر
ديوانه اش كرده
خواب رويش جوانه اي
بر دسته ي تبر !

شعر يك كاراكتر اصلي ويك كاراكتر در سايه دارد : تبرزن و جوانه .
از زيبايي هاي اين كار كوتاه اين است كه حضور شخصيت اصلي زير بارسنگين حضور غير مستقيم شخصيت دوم ( جوانه ) قرارگرفته است . شعر با ترسيم فضاي بي خوابي كه اسم شعر هم هست شروع مي شود :

چشمي باز و
چشمي نيم بسته

در واقع نوعب بي خوابي پراضطراب و آزاردهنده ، كه چشم ها كاملا باز نيستند ، توي اين حالت از بي خوابي توهمات و پديده هايي كه آدمي را آزار مي دهد سراغ تصورات و افكارش مي آيد . اين وضعيت بد مربوط به كيست ؟ ” تبرزن ” كه يك باره توسط شاعر به خواننده معرفي مي شود . حال بايد ديد اين بي خوابي تبرزن به چه دليل است ؟ سوالي كه خواننده را به ادامه ي شعر تشويق مي كند :

تبر زير سر
ديوانه اش كرده
خواب رويش جوانه اي
بر دسته ي تبر !

درواقع با چند سطر خبري، شاعر دليل بي خوابي و آشفتگي تبرزن را براي خواننده مي آورد .
” تبر زيرسر ” بودن ، نشان از آمادگي فاعل براي دفاع و حمله ي هميشگي دارد ، درواقع با اين تعبير شاعر خواسته شخصيت اصلي شعر را هميشه نگران نشان داده و بي اعتمادي اورا به پيرامون متذكر شود . حال اين تبرزن آماده ي دفاع و حمله به كدام دشمن يا دشمنان است كه او را برآشفته و ديوانه اش كرده اند ؟ دو سطر آخر شعر به زيبايي اين علت را مشخص كرده است :

خواب رويش جوانه اي
بر دسته ي تبر !

اينجا يك تاكيد و غلو در بطن شعر مستتر است ، درواقع تبرزن نه از خود جوانه بلكه حتي از خواب ديدن چنين رويشي ديوانه شده است ! و اين اشاره به شدت و حدت ترس تبرزن از جوانه ، نشان از عمق هراس تبرزن را مي دهد كه جالب است . از طرف ديگر با آوردن ” ي ” در انتهاي ” جوانه ” درواقع اين شخصيت ديگر شعر را هم محدود كرده است تا نهايت بي قراري و ديوانگي تبرزن را بيشتر و بهتر نشان بدهد ، چراكه ترس تبرزن از رويش حتي يك جوانه است !
حال همه ي اين هراس و ترس تبرزن را در يك سر معادله داريم ، در سر ديگر اين معادله يك كشف جديد ديگري را اشاره مي كنيم :

بر دسته ي تبر !

به ديگر عبارت ، اين جوانه دوروبر تبرزن نمي رويد ، بلكه قرار است كنارگوش تبرزن و بسيار نزديك به وي برويد ! وهمين مي تواند دليل اين همه هراس را در تبرزن به خوبي توجيه كند !

شعر در فرم و ساختار بسيار منسجم است . ارتباط عمودي سطرهاي شعر بسيار خوب است ، واژه اي اضافي را نمي توان در اين كار كوتاه پيداكرد و چيدمان واژه ها به زيبايي صورت گرفته است . براي نمونه در فرم :
همه ي داستان حول و حوش ” تبرزن ” مي چرخد ، پس شاعر وي را در وسط شعر آورده است تا مركزيتي به ظاهر اين شخصيت بدهد . از طرفي در معنا ، ايماژ و اشاره ، شخصيت ” جوانه ” را كه درواقع نقش مثبت اين روايت است در محتوا و مفهوم به زيبايي براي خواننده برجسته تر كرده است .
پايان شعر بسيار خوب و كوبنده است و خواننده را كاملا غافلگير مي كند .
شعر زيبايي بود ، فضاي محدود سايت اجازه ي پرداخت بيشتر به اين شعر را نمي دهد ، اميدوارم اصلان عزيز ، پوزش مرا به خاطر كوتاهي ها بپذيرند .
براي شاعر فرداهايي سرشار زيبايي و عشق آرزومندم . شوان كاوه

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات