صـاحـبــا، راز انـدرون ز نـهـفـتتا نپرسی ز من، نخواهم گفتبنده را خاطری است ناخرسندعـاشـق هجـر یار، لیک بـه بـندکـه پـسـندد چـو من هنرمندیلـب بـبـسـتـه…
| صـاحـبــا، راز انـدرون ز نـهـفـت | تا نپرسی ز من، نخواهم گفت |
| بنده را خاطری است ناخرسند | عـاشـق هجـر یار، لیک بـه بـند |
| کـه پـسـندد چـو من هنرمندی | لـب بـبـسـتـه، اسـیر دربـندی؟ |
| بــنـده را شــاعــری نـپــنـداری | زیـن گـدایـان خــام نـشــمـاری |
| چـون در گنج دوسـت وا کـردند | بـه من این شیوه را عطا کردند |
| روز و شـب درد درد می نوشـم | در خـروشم، اگر چـه خـاموشم |
| از تـلـطـف بــه مـن نـمـا گـل را | در حــدیــث انــدر آر بــلــبــل را |
| تــا نــوایــی ز عــشــق آغــازم | وین چـنـین تـحـفـه ها بـپـردازم |
| کلماتـی اسـت از مخـارج اصـل | انـدرو هسـت مـندرج ده فـصـل |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











