لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 16 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر

آیا شعر تعریف دارد ؟!؟!


شناخت معیارهای شعری مقوله ای است ، بسیار

حساس و خطیر که توجه و درک آن می تواند ،

مهر بطلانی بر شعر نامیدن بسیاری از نوشته های

نویسندگان این سایت باشد .

شاید بشود گفت که شعر تعریف ناپذیر ترین چیزی است

که وجود دارد.

بدین ترتیب نمی توان یک تعریف خاص را از شعر ارائه

نمود اما برای شناخت نظرات نویسندگان گذشته و حال و

تفاوت های موجود میان تعابیر شان، چند تعریف از آنها

را در اینجا نقل می کنیم:

شمس قیس رازی در “المعجم فی معایر اشعار العجم” می

نویسد:

“شعر سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر

، متساوی، حروف آخرین آن به یکدیگر ماننده.”

این تعریف به چهار عنصر اندیشه، وزن، قافیه، زبان

نظارت دارد.

(دکترکدکنی) نظر دیگری دارد و می نویسد:

“شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در

حقیقت، گویندهء شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام

می دهد که خواننده، میان زبان شعری او، و زبانی

روزمره و عادی تمایزی احساس می کند.”

در جای دیگر می نویسد:

“شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین

شکل گرفته باشد.”

رضا براهنی با توجه به عناصر مختلف شعر، تعبیرهای

گوناگونی از آن ارائه داده است:

– “شعر، جاودانگی یافتن استنباط احساس انسان است از

یک لحظه از زمان گذرا، در جامهء واژه ها،.”

– «شعر زاییده بروز حالت ذهنی است برای انسان در

محیطی از طبیعت.»

– “شعر فشرده ترین ساخت کلامی است”.

– شعر یک واقعهء ناگهانی است، از سکوت بیرون می آید

و به سکوت بر می گردد

براهنی پا را از این هم فراتر نهاده، هر ایجادی را

شعر نامیده است:

“گفتن، آنهم به قصد ایجاد چیزی، شعر سرودن است.”

یا می نویسد:

“انسان اولیه که نخستین شاعر نیز بود، الهی ترین

خصوصیت خود- قدرت نامیدن و شعر گفتن- را آنچنان مقدس

پنداشته که آن را به خدا نسبت داده است.”

در این موردنظرات فراوانی مطرح گردیده است. اگر

بخواهیم آنها را دسته بندی کنیم به دو دسته کلی می

رسیم:

یکی آنکه با تعریف شعر مخالفت دارد و آن را به دلیل

پهنای وجودی آن غیر ممکن ویا محال می شمارد.

دیگر آنکه شعر را با عناصر و خصایص آن تعریف نموده

است.

گروه دوم خود بر سر اینکه کدام خصوصیات، ذاتی و کدام

عرضی اند؟ اختلاف نظر پیدا نموده اند. مثلاً برخی، وزن،

قافیه، خیال، اندیشه را از عناصر ذاتی شعر به حساب

آورده اند و تعریف شعر را بر آن استوار ساخته اند.

برخی دیگر، وزن به معنای عروضی آن را از عوارض شعر

محسوب نموده، “منطق شعری” و یا “بیان برتر” را عامل

مؤثر در ساخت شعر دانسته اند.

گروهی بر عنصر خیال تکیه کرده و آن را موجب تفکیک

شعر از نظم بر شمرده اند.

و دسته ای هم زبان را باعث عمدهء جدایی شعر از نثر

تلقی نموده اند.

در آخر باید نظر شخصی خودم را هم بگویم :

بنده هر نوشته ای را که خالق آن احساس و ذوق

نه عقل و منطق باشد شعر می نامم و اصلی ترین

عنصر شعر را خیال و تصویر سازی میدانم .

در آخر باید گفت که :

اگر بخواهیم از شخص یا قاعده ای خاص

پیروی کنیم می توانیم بسیاری از نوشته ها

را شعر ندانیم ولی چیزی که بیشتر مورد تاکیید

قرار گرفته مشخص نبودن مرزهای شعری است پس

اگر پیرو عقیده و قانون خاصی نیستیم بهتر است

نوشته هایی که نثر نیست را شعر بنامیم .

با الهام از وب سایت رشد

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات