لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

(۱) دلبسته یاران خراسانی خویشم( استاد شفیعی کدکنی)

دلبسته ياران خراساني خويشم‎ ‎‏ ‏

كمتر كسي مي شود در فضاي ادبيات نفس بكشد و اورا نشناسد ……‏
سخن از استاد مسلم شعر و دانشمند بي بديل ادبيات شاعر گرانقدر محمد رضا شفيعي كدكني است…..‏
از مفاخر و ادباي معاصر كه هميشه با دلي پر سوز و چشمي گريان بر شعر و حوال و هوا و فضاي ادبيات ‏كشوردر عرصه ادبيات به نقش خيال پرداخته و مشتاقانش را با اشعارش پذيراست اشعاري كه هر از چندگاه ‏غوغايي به پا مي كند …..‏
شايد اگر اغراق نباشد كمتر كسي مي شود كه دل پرشور و سوز داشته باشد و شعر ( سفر به خير ) اين استاد ‏را نشنيده باشد……شعري كه مرزهارا در نورديد و را به دلها برد….‏
استاد شفيعي كدكني متخلص يه ( م .سرشك)در 19/7/1318در روستاي كدكن تربت حيدريه چشم به جهان ‏كشود…..علوم قديمه را نزد پدر فاضلش ميرزا محمد شفيعي كدكني فرا گرفت و از محضر حوزه نيز بي ‏نصيب نبود و در محضر استاديد معتبري به جواب گويي درس پرداخت و هميشه و در همه مراحل ممتازبود.‏
به داشگاه مشهد رفت و تا مقطع ليسانس را در محضر استاديد بنام دانشگاه مشهد گذراند….پس از اخذ ليسانس ‏براي ادامه تحصيل به دانشگاه تهران رفت و در محضر استاتيد فن زيادي از جمله استاد فروزانفر و ناتل ‏خانلري و …….به خوشه چيني پرداخت و توشه ها بر گرفت……و با در جه دكترا از اين دانشگاه فارق ‏التحصيل شد…..‏
ابتداي شاعري را با غزل شروع كرد و غزل مي سرود كه در سال 1344 مبادرت به انتشار كتابي به نام ‏زمزمه ها كردو توانايي خود را در سرودن عزل و …..نشان داد.‏
بعد ازين شفيعي كدكني به قالب نيمايي رو آورد و شعر تغزل گونه را رها كرده و به سمت شعر اجتماعي و ‏حماسي جديد مي رود…‏
در سال 1350 با انتشار كتاب ( در كوچه باغ نيشابور)نشان مي دهد كه به يك اصلوب و راه و روش ‏مشخص در شعر دست يافته است…..‏
بعد از اين كتاب سه دفتر ديگر به زيور طبع آراست كه عبارت بودند از(مثل درخت در شب باران ) و( بوي ‏جوي موليا) و ( از بودن و سرودن) كه در سال 1356 منتشر گرديد…‏
در سال 1367 آخرين اثر خود را به نام ( هزاره دو آهوي كوهي) را منتشر كرد.كه در آن به زبان تازه اي ‏راه يافته و شاعر كشف و شهود خود را با آن زبان بيان مي كند.‏
استاد شفيعي كدكني نه تنها در حوزه شعر مبادرت به طبع آزمايي مي نمايد بلكه در حوزه ادبيات نيز داراي ‏تاليفات گرانقيمتي مي باشد كه از آن جمله مي توان به ( صور خيال در شعر فارسي ) (موسيقي شعر) ( اسرار ‏التوحيد) و دهها كتاب ديگر و مقالات متعددي كه در عرصه بين اللملي مثل يك گوهر درخشان مي درخشد….‏
در روزگار جديد و حال حاضر و با توجه به اوضاع آشفته آسمان ادبيات كشور ….و ظهور جريانهاي شعر ‏خلق الساعه و بدون پشتوانه و جريانهاي شعري كاذب استاد را برآشفته و …..و به حرف در آورده است كه در ‏همين راستا شعری از ايشان در پايان بحث تقديم حضورتان مي گردد…..‏
صد البته شنيدن و خواندن مجدد شعر(سفر به خير)خالي از لطف نيست و بعد آن باهم شعر دوم ايشان را ‏خواهيم خواند
سفر به خير
‏- «به کجا چنين شتابان؟»
گَوَن از نسيم پرسيد.

‏- «دل من گرفته زينجا،
هوس سفر نداری
زغبار اين بيابان؟»

‏- «همه آرزويم، اما
چه کنم که بسته پايم….»

‏- «به کجا چنين شتابان؟»
‏- «به هر آن کجا که باشد به جز اين سرا سراين.»
‏- «سفرت به خير! اما، تو و دوستی، خدا را
چو از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها، به باران،
برسان سلام ما را.»‏
‏ ‏
‏ ********* ********* (2)‏
ای شعر پارسی ! که بدین روزت اوفکند
کاندر تو کس نظر نکند جز به ریش خند‏
‏ ‏
ای خفته خوار بر ورق روزنامه ها!‏
زار و زبون،ذلیل و زمینگیر و مستمند
‏ ‏
نه شورو حال و عاطفه ، نه جادوی کلام
نی رمزی از زمانه و نی پاره ای ز پند
‏ ‏
نه رقص واژه ها ،نه سماع خوش حروف‏
نه پیچ و تاب معنی، بر لفظ چون سمند
‏ ‏
یا رب کجا شد آن فر و فرمانروایی ات
از ناف نیل تا لبه رود هیرمند
‏ ‏
یا رب چه بود آن که دل شرق می تپید
با هر سرود دلکشت، از دجله تا زرند
‏ ‏
فردوسی ات به صخره ستوار واژه ها
معمار باستانی آن کاخ سربلند
‏ ‏
ملاح چین،سروده سعدی، ترانه داشت
آواز برکشیده بران نیلگون پرند
‏ ‏
روزی که پایکوبان رومی فکنده بود
صید ستارگان را در کهکشان کمند
‏ ‏
از شوق هر سروده حافظ به ملک فارس
نبض زمانه می زد ،از روم تا خجند
‏ ‏
فرسنگ های فاصله، از مصر تا به چین
کوته شدی به معجز یک مصرع بلند
‏ ‏
اکنون میان شاعر و فرزند و همسرش
پیوند بر قرار نیاری به چون و چند
‏ ‏
زیبد کزین ترقی معکوس در زمان
از بهر چشم زخم ،بر آتش نهی سپند
‏ ‏
کاین گونه ناتوان شدی اندر لباس نثر
بی قرب تر ز پشگل گاوان و گوسپند
‏ ‏
جیغ بنفش آمد و گوش زمانه را
آکند از مزخرف و آزرد زین گزند
‏ ‏
جای بهار و ایرج وپروین جاودان
جای فروغ و سهراب و امید ارجمند‏
‏ ‏
بگرفت یافه های گروهی گزافه گوی
کلپتره های جمعی درجهل خود به بند
‏ ‏
آبشخور تو بود ، هماره ضمیر خلق
از روزگار «گاهان»وز روزگار «زند»‏
‏ ‏
واکنون سخنورانت یک سطر خویش را
در یاد خود ندارند از زهر تا به قند
‏ ‏
‏ در حیرتم ز خاتمه شومت ای عزیز
ای شعر پارسی که بدین روزت اوفکند‏

مجتبی اصغری فرزقی ( کیان)

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات