قالب شعر: {قالب شعر:35}
گلاب قمصر کاشان شراب ناب شیرازی
توبایک جرعه ی چشمت مراهرلحظه می سازی
من از تو خواستم لبخندو جایش بوسه بخشیدی
نمی دانستم اینگونه عزیزم دست و دلبازی
پرنده نیستم اما همیشه با تو در اوج ام
که هم خود آسمان هستی و هم خود بال پروازی
لبانت ذکر میگوید دوچشمت سحر می سازد
نمی دانم چه هستی تو که هم جادو هم اعجازی
اگر می تاخت اسکندربه هرجایی که آبادیست
تو بر ویرانه ی قلبم بدون رحم می تازی
همه هوش و حواس من به عطر تو گره خورده
به چیزی کمتر از وصلت نخواهدشد دلم راضی
اسماعیل خوشنویس


