لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

پیوند شعر و موسیقی


به نام خداوند مهربان
پیوند شعر و موسیقی در آلبوم عاشقانه ها
نگاه عاشقانه ی مولانا ـ زیباشناسی علی اکبر شکارچی

هین کج و راست می روی ! باز چه خورده ای ؟ بگو !
مست و خراب می روی خانه به خانه کو به کو
با که حریف بوده ای ؟ بوسه ز که ربوده ای ؟
زلف که را گشوده ای حلقه به حلقه مو به مو ؟
پیش از هر چیز سزاتر می بینم تا نگرانی خویش را از کنونه ی بازار نقد و بررسی تولیدات هنری به ویژه موسیقی در ایران ابراز نمایم . شوند این نگرانی ریشه های ژرفی دارد که بررسیدن شان را درازنامه ای شایسته است و در گستره ی این نوشتار نمی گنجد اما به کوتاه سخن ، شاید صرف نظر از نگاه تنگ به موسیقی از سوی مراکزی که موجب شده است تا ارباب رسانه کمتر خویش را درگیر این موضوع نمایند ، بتوان به سطحی نگری منتقدان کم شمار این گستره اشاره کرد که به هر شوند ، چندان به کارهای ارجمند و فربه در انبوه تولیدات موسیقایی کشور نمی پردازند و اغلب به نمونه های فرودست و میان نشین اهتمام می کنند . صد اندوه که شبکه ی دوستی نیز در این میانه یکی از آسیب های نمایان بازار نقد است و گاهی دیده می شود که روند ستاره سازی بر بنیاد داشته هایی ناچیز، افرادی را به مردمان عرضه می کند که تاریخ انقضای زودرس داشته و می شود آنها را نمودینه ی نقدهای ژورنالیستی نام نهاد …
«عاشقانه ها» یکی از کارهای ارجمند و رهاورد تجربه و کند و کاو استاد علی اکبر شکارچی ردیف دان و نوازنده ی برجسته ی کمانچه در لابلای ردیف های موسیقی ایرانی است که با گذشت افزون بر دو سال از انتشار ، آنگونه که شایسته است بدان پرداخته نشده است ! در این میانه ، شاید عذر منتقدان رسانه ای پذیرفته باشد چراکه داوری در باره ی کاری بدین ظرافت که همگان را پروانه ی اظهار نظر در حوزه ی مضمونی آن نیست ، بیشتر به استادان و ردیف شناسان خبره ی موسیقی دستگاهی ایران باز می گردد که بهر روی انتظار آن است که نگاه شان را پای این اثر زیرساختی ، ترجمه و جاری نمایند .
این کمینه در این نوشتار ، به فراخور دانش اندک در حوزه ی ادبیات و نیز موسیقی ، تنها به نمودن جلوه ای از نگاه زیباشناسانه ی استاد شکارچی در آمیزش شعر و موسیقی اهتمام و به مضمون فنی آواز «راست افشار» که پس از «داد و بیداد» حسین علیزاده ، دومین ریختاری است که به گنجینه ی موسیقی دستگاهی ایران افزوده شده است ، نزدیک نخواهم شد که کار مهان ، و دانسته است که ارایه ی چنین آثاری فاخر نمود بارز رسیدن به مقام اجتهاد و صاحب فتوا بودن صاحبان این آثار است که هر دو از شاگردان نورعلی خان برومند هستند . دگرش پدید آمده در ساختار موسیقی سازی و آوازی امروز ایران زمین برآیند پسند هنرمندانه و تلاش دلسوزانه ی شاگردان برجسته ی این بزرگمرد موسیقی است که بر هیچ کسی پوشیده نیست .
هین کج و راست می روی …
آلبوم عاشقانه ها / علی اکبر شکارچی
آواز : راست افشار
شعر : غزل مولانا جلال الدین محمد بلخی
ساخته ی : علی اکبر شکارچی (بنا به گفته ی جناب شکارچی ، این کار برای بخشی از موسیقی نمایش پیر چنگی به کارگردانی هادی مرزبان ساخته شده است)
اجرا : کمانچه و آواز از علی اکبر شکارچی / تنبک : آساره شکارچی
در آمیزش شعر و موسیقی بایسته هایی هست که شایسته ی احترام هستند و نادیده گرفتن آن پارامترها شوندی می شود تا آهنگ ساخته شده در دشت پسند مردمان و اهل نظر بی پروانه بماند .
وزن عروضی شعر
بی گمان آهنگساز وقتی شعری را پسند می کند و یا به او پیشنهاد می شود نخستین شاخصه ای که در همان خوانش اول در ذهن خویش ارزیابی می کند وزن عروضی کلام است که بر بنیاد آن ریتم تصنیف یا ترانه پی ریزی خواهد شد . اینکه گفته می شود ریتم بر بنیاد وزن عروضی شعر طراحی می شود بدین معنی نیست که آهنگساز الزامن باید پیرو ضرباهنگ شعر ریتم تصنیف و ترانه را آنکادره کند ! در این مواجهه آهنگساز شایسته است تا شاخص هایی چون مضمون و موضوع ، ساختار ، زبان و طبقه ی مخاطبین را در نظر داشته باشد . چنانکه ممکن است شعری دارای مضمون حماسی (اپیک) باشد اما وزن عروضی و ریتم استخراج شده دارای شاخص های حماسی نباشد و یا غزلی عارفانه در بحر رمل مشکول گفته شده باشد که در آمیزش با موسیقی چندان زیبنده نیست که آهنگساز وفادار و پیرو وزن عروضی شعر باشد . بایسته های شایسته ی احترام آمیزش شعر و موسیقی را دریغ است تا در این نوشتار گزیده ، به گونه ای جسته و گریخته بررسیم .
گاهی در شعر المان هایی هست که بر سراسر آن سایه می افکنند و درک و بهره گیری از این ویژگی ها که چه در دینامیک و چه لحن و لهجه ی موسیقی می توانند تاثیر بگذارند ، بسته به توان آهنگساز است . چنانکه در همین راستا ، نگاه ظریف علی اکبر شکارچی به غزل مولانا نمونه ی برجسته ایست که در آلبوم عاشقانه ها منتشر شده است و این آهنگساز به زیبایی پیوندی هوشمندانه بین موسیقی و شعر استوار کرده است .
هین کج و راست می روی ، باز چه خورده ای بگو
مست و خراب می روی خانه به خانه کو به کو
چنانکه می دانیم غزلیات شورانگیز مولوی برای شمس سروده شده که معشوق مجازی و آیینه ی برای دیدن صفات معشوق حقیقی بوده است و این عارف توفنده ، این غزلیات عاشقانه را دیوان شمس تبریزی نام نهاده است . شمس تبریزی به هر شوند لنگ لنگان پویه می کرد و از آنجا که عاشق هرگز کاستی و عیب در معشوق نمی بیند و خطای اورا عین صواب می داند ، مولوی حتی در این مورد بدیهی که همه لنگیدن شمس را می دانستند نیز نمی پذیرد که پای معشوقش آسیب دیده است و علت این لنگیدن را مستی شمس می خواند و …
وزن این غزل دوری و در بحر رجز مثمن مطوی مخبون سروده شده است :
هین ـ ک ـ ج ـ راس ـ ت ـ می ـ ر ـ وی ـ با ـ ز ـ چ ـ خور ـ د ـ ای ـ ب ـ گو
ــــ ن ن ــــ / ن ــــ ن ــــ / ــــ ن ن ــــ / ن ــــ ن ــــ
مفتعلن / مفاعلن / مفتعلن / مفاعلن
تن تننن / تنن تنن / تن تننن / تنن تنن
شناسایی و استخراج ریتم :
هر هجای بلند (ــــ) برابر است با یک ضرب (یک نت سیاه) و هر هجای کوتاه (ن) نیمی از هجای بلند و برابر است با یک نت چنگ و نیز هجای کشیده (ــــن) برابر است با یک نت سیاه و یک نت چنگ …
تن تننن / مفتعلن
ــــ / ن / ن / ــــ = سیاه / چنگ / چنگ/ سیاه
برای آنکه ضرب ها شکل واحدی داشته باشند هرکدام از ضرب های سیاه را به دو چنگ تبدیل می کنیم : ــــ / ن / ن / ــــــ … ن / ــــــ / ن / ــــــ
ن ن / ن / ن / ن ن … ن / ن ن / ن / ن ن
چنانکه می بینیم در هر دو رکن (مفتعلن و مفاعلن) صورت کسر میزان برابر با 6 ضرب است که نشان می دهد ریتم اصلی غزل مولانا یک ریتم لنگ نیست چراکه صورت کسر عدد فرد نیست . موسیقی این جوهره را در خود نهفته دارد که بتواند هر ریتم را طبق مرام خود تغییر دهد و به دلخواه آنکادره کند اما باید دید در این میانه آیا به شعر آسیب وارد می شود یا موجب فرازش شعر خواهد شد .
میزان تعریف شده از سوی استاد شکارچی 5 ضربی (لنگ) است که با آمیزش یک میزان 2 ضربی + یک میزان 3 ضربی آمیغ شده است : 1. 2 . 1 . 2 . 3
همانگونه که شاعر در مواجهه با قواعد عروض شعر ، دارای اختیارات زبانی و وزنی است ؛ نواساز نیز دارای اختیارات نواساز باید باشد . بدیهی است که دامنه ی اختیارات نواساز گسترده تر از اختیارات شاعری می تواند باشد ؛ بدان شوند که علم عروض اگر شاعر را در تنگنا قرار می دهد و سخت گیرانه از کوچکترین خطایی چشم پوشی نمی کند برای پاسبانی از موسیقی و خوش آهنگی کلام است . پس علم عروض که نماینده ی رسمی موسیقی در ایالت شعر است در مواجهه با ارباب خویش تنها دست به سینه می ماند و احترام می کند . بیشترین بهره برداری از اختیارات نواساز در دهه های اخیر را بی گمان حسین علیزاده انجام داده است و ارجمندان دیگر نیز بهره مند شده اند اما نه به اندازه ی ایشان . در میان جوانان امروز موسیقی ایران نیز گناهکارم اگر به کارهای علی قمصری احترام نکنم که با سن کم اما به گونه ای پیرانه با شعر تعامل می کند .
استاد شکارچی نیز در این کار از اختیارات نواساز بهره می گیرد و در رکن مفتعلن ، هجای اول را که هجای بلند است ، کوتاه می خواند که در این صورت از مجموع 2 چنگ یکی حذف می شود و رکن مفتعلن در محدوده ی 5 ضرب آنکادره می شود . همچنین در رکن دوم (مفاعلن) نیز هجای دوم را که هجای بلند است کوتاه می خواند و از 2 چنگ این هجا نیز یکی را حذف می کند تا برآیند این دگرش ، از آغاز تا پایان ترانه ریتم 5 ضربی لنگ حاکم شود و تداعی کننده ی لنگیدن پای شمس تبریزی باشد .
این نمونه ی ارجمند بی گمان بدین شوند است که استاد شکارچی هنرمندی اهل مطالعه ی ادبی و صاحب اندیشه و رای است و با اجازه ی ایشان باید بگویم گاهی شعر نیز می گوید !
این کار نموده شد تا چراغ راه رهروان ، خاصه جوانان باشد که اگر می خواهند موسیقی کار کنند ناگزیر باید یک دست شان به ساز و دست دیگرشان ادبیات را ورق بزند ! حتا اگر آهنگساز هم نباشند مطالعه ی ادبیات بسیار کمک می کند تا نوازنده در جواب آواز موفق عمل کند .
ناسازگار روزگار در ناکامی کام تان کامگار مباد …
کرم قلاوند

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات