لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 9 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

نگاهی به شعر گوسفند مغرور نوشته ی محمد رسول باوند پور

نگاهی به شعر گوسفند مغرور نوشته ی محمد رسول باوند پور

با سلام به همه ی عزیزان متاسفانه در سایت به خاطره مشغله ی زیاد استادان و نویسندگان هیچ مثنوی نقد نمیشه به همین خاطر تصمیم گرفتم مثنوی یکی از دوستان که با سن کمی که داره استعدادش خیلی زیاده اینجا موردبرسی قرار بدم که امیدوارم اگه تایید بشه و رو سایت نمایش داده بشه برای بهتر شدن دوستانی که مثنوی سرایی میکنند مفید باشه..
شعر گوسفند مغرور شاعرمحمد رسول باوندپور

کلاغی را نظر کردم به راهی
که مینوشید آبی را زچاهی
در این بیت قافیه و وزن رعایت شده و برای شروع مشکل چندانی نداره

عجب دیدم که با کوچک دهانش
به بالا میکشید در یک زمانش
در این بیت سعی شده با اوردن کلمه ی زمانش قافیه درست بشه که متاسفانه باعث شده شاعر از مفهوم اصلی خارج بشه و مصرع دوم مفهوم جالبی نداشته باشه و به طور مثال اگه اینجوری تغییر کنه این مشکل حل میشه
مثال:
عجب دیدم که با کوچک دهانش
قپان میکرد آبی با زبانش

پریشان پیرمردی چشم بسته
کنار چاه اندوهگین نشسته
در این بیت مصرع اول پیرمرد چشم بسته مفهوم نداره و اگر این به معنی کور یا نا بینا باشه شاعر نتونسته مفهومشو درست بیان کنه و در مصرع بعد هم شعر اون وزن قشنگی که داشتو از دست داده و گنگ به نظر میاد مثلا اگر به این شکل اصلاح بشه این مشکلم حل میشه
کنار چاه با قلبی شکسته

فشرده زانوان را سخت در بر
درون چنبره خم گشته آن سر
چو شد چیره شگفتیهای بسیار
بگفتم پرده را از راز بردار
این دو بیت تقریبا خوبه اما مشکل مفهومی داره یه مقدار

بگفتا این کلاغ دنیای شوم است
که از دست و دهان وی نشد جست
این بیت کاملا بی مفهومه هر چند وزن و قافیشم ایراد داره اما کلا مصرع دوم هیچ مفهومی نداره و خیلی گنگه که مثلا اگه این بیت جایگزین میشد مفهومش درست میشد
بگفتا این کلاغ ور پریده
یکی چاه دگر اینجا ندیده
و یه بیت هم با ید اضافه بشه تا مفهومی که شاعر میخواد به خواننده برسونه بیان کنه

کلاغی شوم باشد بهر دنیا
که چاهش از برش باشد معما
این بیت مفهوم بیت اول درس میکنه و بیت زیر بهتر به نظر میاد

بدان این گودال هم مردمانند
که نیرنکهای دنیا را ندانند
در این بیت مصرع اول کلا آهنگ شعر بهم ریخته و باید تغییر پیدا کنه مثلا به
و این گودال همچون مردمانند
که نیرگهای دنیا را ندانند

و نوشین آبکی در عمق آن است
همانا کوته عمر مردمان است

این بیت ایراد چندانی نداره اما مصرع دوم اونجوری که باید روان نیست و با اضافه کردن یه کلمه میشه روانترش کرد
مثال:
همان کوته که عمر مردمان است

منم وجدان انسانهای پستم
که اندوهگینشان گریان نشستم
فکر میکنم متوجه شدید که مصرع آخر هم ایراد وزنی و هم مفهومی داره و بایدتغییر پیدا کنه به
که غمگینم در این خلوت نشستم

دوستان من در کار نقد شعر مهارتی ندارم فقط چیزی که به نظرم شعر زیباتر میکنه بیان کردم که

امیدوارم تمام دوستان عزیز مثنوی سرا بتونن از این نقد استفاده ی لازم ببرن و از دوست عزیزم اقای محمد رسول باوند پورتبریک میگم که همیشه ادم انتقاد پذیری بوده و هست و این تنها دلیلی بود که این شعر نقد و تجزیه کردم

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات