لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 15 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر

مخاطب شعر شناس يا تصوير شناس؟ گلايه اي از اهالي سايت شعر نو به بهانه نگاهي به شعرها

مخاطب شعر شناس يا تصوير شناس؟
گلايه اي از اهالي سايت شعر نو به بهانه نگاهي به شعر دوشاعر

سايت شعر نو كه گويا 5 سال از تاسيس آن مي گذرد جز سايت هايي است كه از مخاطبيني با دانش و آگاهي بالا برخوردار است. اين سايت با اهداف و انگيزه هايي متعالي مانند: افزايش آگاهي و بينش شاعران جوان و هم چنين در ترازوي نقد گذاشتن شاعران به هدف تعالي شعر آنها و ايجاد فضا و بستري سالم و مناسب براي جذب بيش تر شاعران جوان به سمت شعر و انگيزه دهي به شاعراني كه پيش از اين مجالي براي عرضه و نمايش استعداد خويش نداشته اند، ايجاد شده است.اينها برداشتهايي است كه من از اهداف سايت شعر نو دارم كه اگر اهداف شان بالاتر از اين مسائل باشد كه فبها المراد و اگرنه …به هر روي ايمان دارم هدف آنها ايجاد مكاني براي سرگرم كردن مشتي بي كار نيست چراكه ؛ مسئولين اين سايت به رسالت خويش پاي بند بوده و توانسته اند در جذب شاعران و شعردوستان موفق باشند.
اما طرف اصلي سخن من ، مخاطبين اين سايت هستند كه وقتي از بين اين همه سايت و صفحه و از بين موتورهاي جستجو ، شعر نو را برگزيده اند و عضو شده اند، انتظار مي رود مخاطبيني آگاه و با دانش باشند(كه البته بسياري هستند). توقع نيست كه همه شعر خوب بگويند و شاعر باشند،اما توقع اين است كه شعر قوي را از ضعيف –حداقل- باز شناسند و شعر هايي را براي خواندن برگزينند كه رنگ و بويي از شعر در آنها ديده شود.برخي اوقات شعر هايي ديده مي شود كه گذاشتن نام شعر بر آنها توهيني است به ساحت بلند پايه ادب پارسي، اما عجيب تر آين كه اين سطور، با استقبال شديدي از طرف دوستان شعر نويي مواجه مي گردند و در پاره اي اوقات جز برگزيده هاي دوستان مي گردند.
چون اساسن معتقدم سخن بي سند و مدرك چونان بادي در هوا پوچ و بي هوده است، مثالي را پيش دوستان قرار مي دهم.
در روزهاي پيشين سطوري از شاعری () در سايت ديدم كه شعر نبودنش نظرم را جلب كرد و وقتي ديدم كه 70 بازديد و 130 نمايش دارد ناخوادآگاه بر آن شدم كه شعر را با دقت و ظرافت بيش تري مورد مطالعه قرار دهم . پس از مطالعه ديدم كه عنوان شعر بر روي آن نمي توان نهاد. متن شعر را براي استناد كلام پيش روي مخاطبين با دانش سايت قرار مي دهم:
به خیابان رفتم
باران بارید
و من بدون چتری که روی چوب لباسی جا مانده بود..
قدم هایم تند تند
مثل کسی که از دست یک جانی فرار می کند
و به ناگاه دویدم
همانصور که دستم را کسی می کشید
او ایستاد
زیر یک سقف
و من هم به دنبالش
او..تو بودی
که اکنون دوستش دارم.
پس از آن روز
چتر من همیشه در خانه جا می ماند.

با نگاهي هر چند كوتاه مي توان اين سطور را در جرگه متون عاطفي قرار داد نه شعر. شعر داراي گستره ي معنايي بسيار وسيعي است كه نوشتن از آن هم باعث اطاله ي كلام مي گردد اما نمونه هايي از سخنان بزرگان ادبيات بد نيست تا بدانيم اين سطور چه قدر با شعر فاصله دارند.رضا براهنی در کتاب “طلا در مس” می نویسد:

«تعریف شعر کار بسیار مشکلی است، اصولاً یکی از مشکل ترین کارها در این زمینه است، شاید بشود گفت که شعر تعریف ناپذیر ترین چیزی است که وجود دارد».
شمس قیس رازی در “المعجم فی معایر اشعار العجم” می نویسد:
“شعر سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر، متساوی، حروف آخرین آن به یکدیگر ماننده.”
این تعریف به چهار عنصر اندیشه، وزن، قافیه، زبان نظارت دارد.
دکترمحمد رضاشفیعی کدکنی از کتاب شفای ابن سینا بلخی فصل پنجم مقاله پنجم چنین نقل می کند:
“شعر کلامی است مخیل، ترکیب شده از اقوالی دارای ایقاعاتی که در وزن متفق، و متساوی و متکرر باشند و حروف خواتیم آن متشابه باشند».
اما خود وي (دکترکدکنی) نظر دیگری دارد و می نویسد:
“شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گوینده ي شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او، و زبانی روزمره و عادی تمایزی احساس می کند.”
در جای دیگر می نویسد:
“شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.”
با توجه به آن چه گفته شد اين سطور حتا از يك تصوير مخيل نيز عاري است و مطلبي را كه دوست خوبمان در شعر نو قرار داده اند و با استقبال چشمگيري هم مواجه شده است، شعر نيست.
حال در يك نگاه اجمالي از شما دوستان مي خواهم به غزلي از یکی دیگر از دوستان شاعرمان توجه نماييد كه علي رغم ظرايف و زيبايي هايي كه شعرشان دارد، در سايت بسيار مهجور مانده و تنها 1 بازديد و 7 نمايش داشته اند و اين نكته تنها تحسر و تأسف اين بنده را بر انگيخت؛كه چرا این غزل اين قدر از چشم ها به دور مانده است:
راهي شده بودم پي زرتشت به دريا
كندوي عسل پيشم و انگشت به دريا

خون مردگي صورت مهتاب گواه است
خورشيد به جوش آمد و زد مشت به دريا

گرداب پديد آمد و چرخيد و فرو برد
پس داد پس از اين كه مرا كشت به دريا

با خاطره اي تلخ در اين دايره سرخ
چون موج پي ساحلم و پشت به دريا

كه بحث در مورد زوايا و ظرايف پنهان آن را به نوشتاري ديگر موكول مي كنم و تنها به اين نكته بسنده مي كنم كه اين غزل داراي قافيه نادر و زيباست و هم نشيني قافيه و رديف به خوبي توانسته در انسجام معنايي شعر ياري گر باشد. تصاوير زيبايي مانند؛ « خون مردگي صورت مهتاب» كه علاوه بر حسن تعليل از تخيل بالايي برخوردار است و مصرع آخر غزل، در مطلوب جلوه نمودن شعر تأثير به سزايي دارد.
يادآوري اين نكته لازم مي نمايد كه اين بنده نه قصد تخريب كسي و نه قصد تمجيد از كسي را دارم و تنها دليلي كه اين دو متن را با هم مقايسه كردم فقط و فقط چند سوال كوتاه بود كه در ذهن ام مانده بود كه اميد وارم بتوانم جوابي براي آنها بيابم.
گلايه من از شاعر شعر اول(كه اميدوارم از سخنانم دلگير نگردند) نيست. روي سخن من به تمامي آن 130 نفري است كه اين سطور را خواندند و به “به¬به و چه چه” كردن هاي بي هوده پرداختند.
تمام كساني كه در اين سايت به بهانه گرامي داشت و يا پاس داشت كسي، در صدد تحسين و تمجيد بي هوده بر مي آيند(كه البته تعدادشان در مقابل انبوه فرهيختگان اين سايت اندك است، چه، مخاطبان دانش ور شعر نو پيش از اين ، دانش و آگاهي خود را انتخاب آثار شاعران خوبي هم چون: خانم مهناز چالاكي، آقاي قائم مقامي ، خانم چگني زاده، آقاي كياني و… نشان داده اند.)
گلايه من از شماياني است كه مي دانم براي گذران اوقات اين سايت را انتخاب نكرده ايد ، كه اگر اين گونه بود مي توانستيد از بين انبوه سايت ها و وبلاگ هاي سر گرمي در بين موتور هاي جستجو صفحات بهتر و سر گرم كننده تري بيابيد.
سوال من از شما اين است كه آيا واقعن اين شعر را خوب ديده ايد يا تنها به دليل دلگرم كردن شاعر به تحسين او برخاسته ايد؟ كه اگر فرض اول درست باشد عاجزانه تمنا مي كنم در بالا بردن سطح آگاهي تان تلاش و اهتمام بيش تري به كار بنديد و اگر فرض دوم درست است، جسورانه و متهورانه مي گويم كه خيانتي بزرگ را به ادب پارسي و شعر معاصر روا داشته ايد.
مي گويم خيانت چون امثال شما ها با همين تمجيدهاي بي پايه باعث شدند در ادوار مختلف شعر پارسي شاعرانی رشد کنند که هیچ گاه نام شاعر برازنده ی آنها نبوده است.
مي گويم خيانت چون همين مرض و تب واگير دار است كه سبب گرديده تمام انجمن ها و كانون هاي شعر كشور به همين بيماري مسري گرفتار آيند.يك نفر به روي سن رفته و شعر بخواند و باقي همه كف بزنند و بعد هم سيگاري دود كنند و اداي روشن فكرها را درآورند.
مي گويم خيانت چون اين تمجيد بي هوده سبب مي شود شاعران نوپايي از اين دست، به گمان اين كه شعرشان در بالاترين سطح است و سعدي زمانه گشته اند، درجا خواهند زد و عاقبتش اين مي شود كه در شعر معاصر ما تنها بزرگاني به تعداد انگشتان يك دست داريم.
مي گويم خيانت چون همين تحسين هاست كه باعث مي شود، معيار و سطح شعر در همين پايه بماند و اگر كسي به عنوان دوست دار ادبيات و شعر بنا باشد، سري به شعر نو و سايت ما بزند، گمان مي كند اوج شعر ما همين است كه 130 نمايش را به خود اختصاص داده وجز پر بيننده ترين اشعار گشته است.
مي گويم خيانت چون شاعران مستعد و پر تواني هم چون شاعر دوم وقتي مي بينند، با استقبال اندكي روبه رو گشته اند شايد بروند و ديگر فراپشت خويش را هم ننگرند. بروند و گمان كنند استعداد شاعري در آن ها نيست كه كسي به آن ها توجهي نكرده است.
سوال من از شما اين است كه آيا معيار انتخاب شعر تان تنها تصاوير شاعران است يا شعر هاي آنها؟ كه اگر شعر آنهاست پس چرا اختلافي بدين گزافي در نمايش آرا اين دو شاعر عزيز هست و اگر نه، معيارتان تصوير است مي توانيد در سايت هاي ديگر، تصاويري به مراتب زيباتر و بهتر مشاهده كنيد.
گلايه من اين است كه مخاطبان(همان گروه اندك) فقط اشعاري را مورد مطالعه قرار مي دهند كه شاعران معروف تر و قديمي تر سايت سروده اند. گواه من هم احوالپرسي ها و چاق سلامتي هايي ست كه در نظرات، به وفور ديده ام.
به هر روي گلايه ها و شكوه هاي بيش تري در دلم بود كه شايد بهتر باشد باقي را در دلم ذخيره كنم «باشد براي روز مبادا»
اميدوارم نيش سخنانم به جاي ايجاد دلخوري و دلگيري و حتا موضع گيري ، سبب ايجاد انگيزه اي براي يافتن شعرهاي بهتر و ايجاد فضايي براي تعالي شعر مناسب گردد. باشد كه از دل اين سايت ها و انجمن هاي ادبي شاعراني بزرگ و پر افتخار پديد آيد.

بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات