سلام دوستان عزيز
شعر ” گوش ديوار ” از جناب قزللو را يك بار با هم مي خوانيم :
” گوش ديوار “
رازي ست
در فرياد ابر
كه افشا مي شود
با باران
و در فرياد رود
با رسيدن به دريا .
در فرياد آدمي
اما
رازهايي ست
كه جرات شنيدنش را
ندارند
ديوارها !
شعر در دوبند است . در هر دو بند محوريت با ” راز ” و “فرياد ” است ، رازهايي كه افشا مي شوند و همين افشاگري به كنش هايي منجر مي شوند كه نوعي آرامش درآنهاست :
در فرياد ابر اين راز با افشا شدن ، باران مي شود .
در فرياد رود اين راز با افشا شدن نتيجه اش رسيدن به درياست .
اما در بند دوم اين ” راز ” به ” رازها ” تبديل شده و وقتي افشا مي شوند ، نتيجه ي حاصل از اين افشاگري را برخي ها بر نمي تابند يا نمي شنوند .
” گوش ديوار ” كه نوعي جان بخشي هم به ديوار است ، در واقع بازتاب همان تن به شنيدن ندادن است !
در واقع اگر فرياد ابر و رود به باران و رسيدن به دريا ختم مي شود ، فرياد آدمي با اين همه رازي كه در آن است نتيجه ي آرامبخشي نمي دهد يا به عبارت بهتر نمي گذارند كه اين فرايند بدست آيد !
واژه ي ” جرات ” محور معنايي شعر را تغيير داده است ، درواقع اين فريادها تاثيرگذار هستند كه باعث رنجش و ترس مي شوند .
از ويژگي هاي شعر نمادهاي آن است :
راز / فرياد / ابر / باران / رود / دريا / آدمي و ديوار
كه نمادهاي شناخته شده اي در شعر و ادبيات هستند .
ديگر خصوصيت خوب شعر ايجاز آن است :
” افشا مي شود ” در سطر :
در فرياد رود / بارسيدن به دريا ، حذف شده است .
و از طرفي همين افشا شدن در بند دوم بعد از فرياد آدمي در بطن شعر مستتر است .
منتها به باور من شاعر در انتهاي شعر دستش را بيش تر از حدلازم رو مي كند ، درواقع اگر با ايجاز بيشتر و استفاده از ابهام و كنايه ، ” ديوارها ” حذف مي شد كه در نام شعر هم پيشتر آمده است ، خواننده بيشتر درگير مفهوم شعر مي شد تا دريابد كه اين جرات نشنيدن رازهاي آدمي به چه چيزي بر مي گردد :
در فرياد آدمي
اما
رازهايي ست
كه جرات شنيدنش را
ندارند !
و همين قيد ” اما ” گريزي به نام شعر ” گوش ديوار ” مي زند و خواننده ي فهيم و دقيق را به منظور و مراد شاعر مي رساند .
يكي از زيبايي هاي شعر وجود تقارن و هارموني خوب از بالا به پايين در شعر است :
ابر / باران
رود / دريا
و نهايتا : آدمي و ديوار
به عبارتي فرود آرام فريادها و زميني شدن و ملموس شدن اين رازها كه به زيبايي شعر كمك كرده است .
شعر در مفهوم بسيار زيباست و در اين مجال ، فرصت باز كردن و تفسير كامل معناي آن وجود ندارد …
براي شاعر فرداهايي سرشار زيبايي و عشق آرزومندم . شوان كاوه
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











