نـازکـتــرســت از رگ جــان گـفـتــگـوی مـنبـاریک شـد محـیط چـو آمد بـه جـوی منگـردون سـفـلـه لـقـمـه روزی حـسـاب کـردهر گریه ای کـه گشـت گره در گلوی م…
| نـازکـتــرســت از رگ جــان گـفـتــگـوی مـن | بـاریک شـد محـیط چـو آمد بـه جـوی من |
| گـردون سـفـلـه لـقـمـه روزی حـسـاب کـرد | هر گریه ای کـه گشـت گره در گلوی من |
| چـون مـوج شـد کـشـاکـش حـرصـم زیـادتـر | چندان که چرخ بیش شکست آرزوی من |
| از دامــن صــدف چـــه غــبـــار از دلــم رود؟ | دریــا نــبــرد گــرد یـتــیـمــی ز روی مــن |
| شـیری کـه خـورده بـودم در عـهـد کـودکـی | کـرد از فـشـار چـرخ سـفـیدی ز موی من |
| صائب در آن محیط که موجش فلاخن است | از آب چـون درسـت بــرآیـد سـبـوی مـن؟ |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











