نه از رحـم اسـت اگر نخـجـیر من بـسـمل نمی گرددبـه خـون مـن زبـان خـنـجـر قـاتـل نمـی گـرددمـرا نـتــوان بــه نـاز و سـر گـرانـی صـیـد خـود کـردننگردم …
| نه از رحـم اسـت اگر نخـجـیر من بـسـمل نمی گردد | بـه خـون مـن زبـان خـنـجـر قـاتـل نمـی گـردد |
| مـرا نـتــوان بــه نـاز و سـر گـرانـی صـیـد خـود کـردن | نگردم گرد معـشـوقـی کـه گرد دل نمی گردد |
| غــبـــار خـــاطـــر خـــلــوت ســـرای او چـــرا گــردم؟ | مـیـان دوسـتـان دیوار و در حـایـل نـمـی گـردد |
| بــه هـر جــانـب کـه رو آرم، نـظـر بــر چـشـم او دارم | که صید زخـمی از صیاد خـود غافل نمی گردد |
| گـزیری نیسـت از خـاشـاک عـصـیان بـحـر رحـمـت را | کـریمـان را دکـان جـود بـی سـایل نمی گـردد |
| بـه یـک طـالـع مـگـر بــا نـاخـن از صـلـب قـضـا زادم؟ | که رزق من بـغـیر از عـقده مشـکل نمی گردد |
| تـو از شـوریدگی بـر خـود جـهان شـوریده می بـینی | کدامین موج در بـحـر رضا سـاحـل نمی گردد؟ |
| نـرفـت از مـی غـبــار زهـد خـشـک از جـبــهـه زاهـد | به سعی ابر رحمت این زمین قابل نمی گردد |
| شــراب تــلــخ از انــگــور شــیـریـن خــوب مــی آیــد | نبـاشـد تـا خـرد کامل، جـنون کامل نمی گردد |
| چه دولت خوشتر از خشنودی خصم است عارف را؟ | چرا صائب بـه جرم خویشتن قایل نمی گردد؟ |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











