فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٤٥٩: ای از چو تو شیرین لبی صد شور در هر انجمن

ای از چو تـو شیرین لبـی صد شور در هر انجـمنآن را کـه آمد یاد تـو چـون من بـرفـت از خـویشـتـنگـردن کـشـان حـسـن را در زر پــای تـسـت سـرای پــســت پــی…

ای از چو تـو شیرین لبـی صد شور در هر انجـمنآن را کـه آمد یاد تـو چـون من بـرفـت از خـویشـتـن
گـردن کـشـان حـسـن را در زر پــای تـسـت سـرای پــســت پــیـش قـامـتــت بــالـای سـرو ونـارون
چون نافه آهوی چین پـر مشک گشتی سربـسرگـر بــاد بــوی زلـف تــو بــردی سـوی خـاک خـتــن
اندر میان عـاشـقـان صـد کـشـتـه وخـسـتـه بـودچــشـم تــرا در هـر نـظـر زلـف تــرا در هـر شــکـن
گر بـرفـروزی روی خـود ور بـر فشـانی موی خـودهم مشک پاشی بر هوا هم لاله پوشی بر سمن
بـر نیکوان سـلطـان تـویی سـلطان نیکویان تـوییخـود خـسرو خوبـان تـویی ای دلبـر شیرین سخـن
قــنـد ونـبــات انـدر دهـان آب حــیـات انـدر لــبــانمــه داری انــدر بــرقــع وگــل داری انــدر پــیـرهـن
بـا روی همچون گلستـان هر گل ازو صد بـوستانشــایـد کــه عــار آیـد تــرا از لــالــه و از یـاســمــن
نشد سیف فرغانی خموش اندر صفات حسن توبـلبـل کجـا گوید سخـن چـون گل نبـاشد در چـمن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج