فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 22 تیر 1403

شماره ٣٨٤: در حلقه زلف تو هر دل خطری دارد

در حــلـقـه زلـف تــو هـر دل خـطـری داردزیرا کـه سـر زلـفـت پـر فـتـنـه سـری داردبــرآتــش دل آبــی از دیـده هــمــی ریـزمتـــا بـــاد هــوای تــو بــ…

در حــلـقـه زلـف تــو هـر دل خـطـری داردزیرا کـه سـر زلـفـت پـر فـتـنـه سـری دارد
بــرآتــش دل آبــی از دیـده هــمــی ریـزمتـــا بـــاد هــوای تــو بـــرمــن گــذری دارد
من در حـرم عـشـقـت همـخـانه هجـرانمدر کـوی وصـال آخــر ایـن خــانـه دری دارد
تــو زاده ایـامـی مــردم نـبــود زیـن ســاناین مـادر دهرالـحـق شـیرین پـسـری دارد
ازتـو بـنظـر زین پـس قانع نشـوم می دانزیرا کـه چـومـن هرکـس بـا تـو نظـری دارد
تلخی غمت خوردم بـاشد سخنم شیرینای دوست ندانستم کین نی شکری دارد
جـایی کـه غـمت نبـود شـادی نبـود آنجـاانـصـاف غـم عـشـقـت نـیـکـو هـنـری دارد
درمـذهب درویشـان کـذبـسـت حـدیث آنکز عشق سخن گوید وز خود خـبـری دارد
کـردم بـسـخـن خـود را مـانند بـعـشـاقـتچـون مرغ کجـا بـاشد مور ارچـه پـری دارد
من بنده بـسی بودم در صحبـت آن مردانعـیـبـم نـتـوان کـردن صـحـبــت اثـری دارد
نومید مباش ای سیف از بوی گل وصلشدر بــاغ امــیـد آخــر هــر شــاخ بــری دارد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج