فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 1 مرداد 1403

شماره ٣٤٣: من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو

من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکوآخراین عشق مرا بـا تو سبـب چیست بـگواز خودم بـوی تو می آید واین نیست عجبهرچـه را بـا گـل وبـا مـشـک نهی گـیرد بـومن…

من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکوآخراین عشق مرا بـا تو سبـب چیست بـگو
از خودم بـوی تو می آید واین نیست عجبهرچـه را بـا گـل وبـا مـشـک نهی گـیرد بـو
من چو بـا روی تـو همچون مگسم بـا شکربیش همچون مگس ای دوست مرانم از رو
تــیـر مـژگـان تــراهـمـچـو هـدف سـازم دلچــون کـشـی بــر سـپــر روی کـمـان ابــرو
بـاغ حـسـن تـو مـگـر کـارگـه سـامـریسـتگل فـسـون گرشـده اندر وی ونرگس جـادو
چـون لـبــت در دهـن جـام کـنـد آب حـیـاتخـون ازین غـصـه بـرآرم چـو صـراحـی زگـلو
دسـت در گـردن خـود سـاعـد سـیمین تـراکــس نـدیـدســت مـگــر دولــت زریـن بــازو
سـیف فرغانی از شـعـر عسـل می سـازدغــم اودر دل تــو هـمـچــو مـگـس درکــنـدو
طبـع شـاعر نکند وصف تـو چـون خـاطر منآب هـرگـز نـرود راسـت چـو کـژبــاشـد جــو

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج