فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ٣٠٧: ای بچشم دل ندیده روی یار خویش را

ای بــچــشــم دل نــدیـده روی یـار خــویـش راکرده ای بـی عشـق ضـایع روزگار خـویش راکعبـه رو سـوی تـو دارد همچـو تـو رو سـوی اوگر تـو روزی قـبـله سـازی…

ای بــچــشــم دل نــدیـده روی یـار خــویـش راکرده ای بـی عشـق ضـایع روزگار خـویش را
کعبـه رو سـوی تـو دارد همچـو تـو رو سـوی اوگر تـو روزی قـبـله سـازی روی یار خـویش را
عـشـق دعـوی می کنی، بـار بـلا بـر دوش نهنقد خـود بـر سـنگ زن بـنگر عـیار خـویش را
یا چو زن در خانه بنشین عاشق کار تو نیستعشـق نیکو می شناسـد مرد کار خـویش را
عاشق آن قومند کندر حـضرت سـلطان عشقبــرگـرفـتـنـد از ره خـدمـت غـبــار خـویـش را
روز اول چــون بــدولـت خــانـه عـشــق آمـدنـدزآسـتـان بـیـرون نـهـادنـد اخـتـیـار خـویـش را
بـارگـیـر نـفـس شـان در هـر قـدم جـانـی بـدادتـا بـدیـن مـنـزل رسـانـیـدنـد بــار خـویـش را
دیـگـران از تــرک جــان در راه جـانـان قـاصـرنـدزین شتر دل همرهان بگسل مهار خویش را
وندرین ره دام سـاز از جـان و جـانان صـید کـنپـای بـگشـا بـاشـه عـنقـا شـکـار خـویش را
چـون صـدف گـر در مـیان دارد در مـهرش دلـتزآب چـشـم چـون گهر پـر کن کنار خـویش را
ای تـوانگر سـوی درویشـان نظـر کن سـاعتـیتـا بـخـدمت عـرضـه دارند افـتـخـار خـویش را
هر زمـان در حـلـقـه زنجـیر زلـفـت می کـشـندیک جـهان عاشق دل دیوانه سـار خـویش را
سـیف فـرغـانی ز هجـرانت بـکام دشـمنسـتچـنـد دشـمـنکـام داری دوسـتـدار خـویش را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج