فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 مرداد 1403

شماره ١: سوی خود خوان یک رهم تا تحفه جان آرم تو را

سوی خـود خوان یک رهم تـا تـحـفه جـان آرم تـو راجان نثار افشان خاک آستـان آرم تـو رااز کـدامـیـن بــاغـی ای مـرغ سـحـر بـا مـن بـگـویتــا پــیـام طـایـ…

سوی خـود خوان یک رهم تـا تـحـفه جـان آرم تـو راجان نثار افشان خاک آستـان آرم تـو را
از کـدامـیـن بــاغـی ای مـرغ سـحـر بـا مـن بـگـویتــا پــیـام طـایـر هـم آشـیـان آرم تـو را
من خموشم حال من می پرسی ای همدم که بازنالـم و از نالـه خـود در فـغـان آرم تـو را
شــکــوه از پــیـری کــنـی زاهـد بــیـا هـمــراه مــنتـا بـه میخانه بـرم پـیر و جوان آرم تو را
نالـه بـی تـاثـیر و افـغـان بـی اثـر چـون زین دو مـنبـر سـر مهر ای مه نامهربـان آرم تـو را
گـر نـیـارم بــر زبــان از غــیـر حــرفــی چــون کــنـمتا بـه حرف ای دلبـر نامهربـان آرم تو را
در بــهـار از مـن مـرنـج ای بــاغــبــان گــاهـی اگــریاد از بـی بـرگی فصـل خـزان آرم تـو را
خــامـشــی از قـصـه عـشــق بــتــان هـاتــف چــراباز خواهم بر سر این داستان آرم تو را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج