بـتـرس از آن کـه درآرد سـر از دهان من آتـشبـه جانب تـو کشد شعله از زبـان من آتـشبـتـرس از آن کـه ز آمیزشـت بـه چـرب زبـانانشود زبـانه کش از مغز استـخو…
| بـتـرس از آن کـه درآرد سـر از دهان من آتـش | بـه جانب تـو کشد شعله از زبـان من آتـش |
| بـتـرس از آن کـه ز آمیزشـت بـه چـرب زبـانان | شود زبـانه کش از مغز استـخوان من آتش |
| بـترس از آن که چه بـاران لطف بـر همه بـاری | بــه بــرق آه زنـد در دل تـو جـان مـن آتـش |
| بـتـرس از آن که ز حـرف حـریف سـوز نوشتـن | بـه جـانـب تـو زند در قـلـم بـنـان مـن آتـش |
| بترس از آن که چه سک دامن تو گیرم و گیرد | بــدامـنـت ز زبــان شـرر فـشـان مـن آتـش |
| بـتـرس از آن کـه چـو من تـیر آه افـکـنم از دل | بـه جـای تـیر جـهد از دم کـمـان مـن آتـش |
| بـتـرس از آن که ز سوزنده شعرها گه و بـیگه | به مجلست فکند محتشم لسان من آتش |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











