فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 29 تیر 1403

شماره ١٥٧: گر جمله شهر صورت و روی نکو بود

گـر جـمـلـه شـهر صـورت و روی نـکـو بـودکو صـورتـی که این همه معنی درو بـودخرم دل بهشتی و خوش عالمی بهشتگر در بـهشـت حـور بـاین رنگ و بـو بـوددر سـجـده…

گـر جـمـلـه شـهر صـورت و روی نـکـو بـودکو صـورتـی که این همه معنی درو بـود
خرم دل بهشتی و خوش عالمی بهشتگر در بـهشـت حـور بـاین رنگ و بـو بـود
در سـجـده گـاه بـنـدگـی تـو چـو آسـمـانپـیش تـو بـر زمـین نـهد آن را کـه رو بـود
آن کـو بـر آسـتـانـه کـویت مـقـیم نیسـتچـون کـلب دربـدر چـو گـدا کـو بـکـو بـود
خـو کـرده بــا وصـال تـرا ای فـرشـتـه خـواز خـود بـهجـر دور کنی این چـه خو بـود
آن زلف بـسـتـه گـر بـگشـایی و هر دمیبـر دوش افـگـنـی سـرش از پـا فـرو بـود
بــوی شـراب عـشـق تــو آیـد ز جـان مـنگر جسم خاک باشد و خاکش سبو بود
گفتـم بـسی و میل نکردی بـسوی سیفگـل را چـه مـیل بـلـبـل بـسـیـار گـو بـود
بـا عـاشـقان خـویش جـفـاها کند بـسـی«نـاچـار هـرکـه صـاحـب روی نـکـو بـود»

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج