شاخه درخت
من آن شاخه درختی که بریده شد به اره
جدا گشته ز کویش ، ز غم شد ذره ذره
بودم صفای این دیار شدم زیان این نیاد
ز دوری شد دلم خون تنم شد شرحه شرحه
من وفادارم به ریشه نشکنم پیمانم هرگز
دهم جان را در راهش گر چکم من قطره قطره
نکردم هرگز خیانت نگفتم آن نشانش
در امان است این میهن گر شوم من تکه تکه


