لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 21 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

سیاوش دانیالی – یلدای نبودت

غیر از تو مرا نیست کسی محرم اسرار
یا آن که مرا دل بده یا آن که بدست آر

با آن که من ام دوزخی آتش این عشق
من در عجب ام نیست کسی جز تو گنه کار

دیروز تو رفتی و من امروز غمین ام
فرداست چرا نوبت آن وعده دیدار؟
۰۰۰
رو هر طرفی می کنم از تو خبری نیست
ای بی خبر از این همه تنهایی دشوار

بی هم نفسی کار نفس گیر و عجیبی ست
ای هر نفسم با تو مرا عمر گهربار

تا چشم تو باشد سخن از بحر چه حاصل
تا روی تو باشد چه سخن از مه و اقمار

یک عمر چنان سایه فتادیم به پای ات
بر پای چو زنجیر تو بودی همه ادوار

یلدا چه حقیر است به مقیاس نبودت
در سختی و دوری ز تو ای یار دل آزا

با این که خطر رفت! نرفتی تو ز خاطر
چون زلزله ی دوش و پس لرزه ی بسیار

شاعر سیاوش دانیالی

بخش غزل | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات