فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 مرداد 1403

در وادی دلبر پی جان و دل خویشم

در وادی دلبر پی جان و دل خویشمدر موسم نوروز پی مشکل خویشممنزلگه لیلی است مرا برق جهانیطور است و در انجا پی جان و دل خویشممجنون غریبی است دلم ، غربت هج…

در وادی دلبر پی جان و دل خویشمدر موسم نوروز پی مشکل خویشم
منزلگه لیلی است مرا برق جهانیطور است و در انجا پی جان و دل خویشم
مجنون غریبی است دلم ، غربت هجرانمی سوخت دلم را و پی منزل خویشم
یزد است مرا نور خدا ، آتشی از طوردر هجر رخ یار ، خودم حایل خویشم
هین نیست کنون حایلی از عاشق و معشوقبرخیزم از این روی که خود فاصل خویشم
خاکستر حلاج برافتاد به جانمزآن روز چو شمعی به ره محفل خویشم
تا دامن خود نا زده ام بر دل عشّاقتا شام ابد قانع بی حاصل خویشم
می سوزم از این هجر و در این دیده مهجورچون لیلی و مجنون به ره محمل خویشم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج