لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 16 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

حکایت عاشقی که خفته بود و معشوق بر او عیب گرفت

عاشقی از فرط عشق آشـفتـه بـودبـر سـر خـاکی بـزاری خـفتـه بـودرفـت معـشـوقـش بـه بـالـینش فـرازدید او را خـفـتـه وز خـود رفتـه بـازرقعه ای بـنبـشت چـسـ…

عاشقی از فرط عشق آشـفتـه بـودبـر سـر خـاکی بـزاری خـفتـه بـود
رفـت معـشـوقـش بـه بـالـینش فـرازدید او را خـفـتـه وز خـود رفتـه بـاز
رقعه ای بـنبـشت چـسـت و لایق اوبـسـت آن بـر آسـتـین عـاشـق او
عاشـقش از خـواب چـون بـیدار شـدرقعه بـرخـواند و بـرو خون بـار شد
این نوشـتـه بـود کـای مـرد خـموشخـیز اگـر بـازارگـانـی سـیم گـوش
ور تـو مـرد زاهدی، شـب زنده بـاشبـندگی کن تا بـه روز و بـنده بـاش
ور تـو هستی مرد عاشق، شرم دارخـواب را بـا دیده عـاشـق چـه کار
مـرد عـاشـق بــاد پــیـمـایـد بــه روزشـب همه مهتـاب پـیماید ز سـوز
چون تو نه اینی نه آن، ای بـی فروغمی مزن در عـشـق مـا لـاف دروغ
گر بـخـفـتـد عـاشـقـی جـز در کـفـنعاشقش گویم، ولی بـر خویشتن
چون تو در عشق از سر جهل آمدیخواب خوش بادت که نااهل آمدی

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج
آخرین اخبار شعر و ادبیات