باغ آينه
دلم اسيرغم است ای صبا ببرخبری
خبربكوی صنم برفرست در سحری
بدان غزال خرامان،سروسهی،توبگو
برآستان دوچشمم شبی كند گذری
دلم گرفته زبيداد اين زمانه ی بد
بدابحال دلم چون نمی كند گذری
خبرزدل، اگرآهم رسانَدَش بر ِ او…
بسوزدآن دل و ديگر نمانَدَم اثری
دگرمگوبمن ای خواجه:صبر پيشه كنم!
عفونما كه ندارم به دل چنين هنری
گوبه دلش كه مرنجان به نازخويش مرا
كم نشودزرُخت،گركنی بمن نظری
نظرنمي كندازناز،بردل آن مهِ من
هست عجب به ظرافت او مهِ فتنه گری
گوبه لبش چه زنی نيش طعنه برغم من
طعم عسل دهدآن لب چوبرزندشرری
بباغ آينه چون گل شكفته اين دل من
زنيش زنبوريكدم نديده گل ضرری
ساخته ام زوفا كلبه ای ميان دلم
چرابه كلبه ی عشقم نمی زنی توسری
گشته حكايت دل داستان عشق جديد
بردل پيروجوان شد فسانه ام سمری
غم فراق صنم برده ازدلم طاقت
دلم اسيرغم است ای صبا ببرخبری
سلام
غزل فوق سروده ی یکی از اعضا سایت است
خوب یابد زشت یا زیبا بماند
بحث بر سر یک نکته ی فنی است تحت عنوان تقطیع عروضی
بنده نظرم را تحت عنوان تقطیع عروضی غزل باغ آینه آورده ام
واین را بهانه ای قرار داده ام جهت ارتقا علمی خود
و امثال خودم…..
لطفا از نظرات سازنده اتان من وسایرین را محروم نفرمایید
قبلا از همکاری اعضا صمیمانه کمال تشکر رادارم.
تقطيع به اركان غزل باغ آينه
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
قبل از تقطيع يك اختيار وزني رامتذكر ميشوم كه شاعر ازآن بهره جسته است
* شاعر مختار است به جاي مفتعلن مفاعلن بياورد وبرعكس(قلب)
مثال1:
كيست كه پيغام من به شهر شروان برد
مفتعلن فاعلن فاعلن فاعلن
يك سخن از من بدان مرد سخندان برد
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن
مثال2:
كيسه هنوزفربه است ازتوازآن قوي دلم
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن
چاره چه خاقاني اگر كيسه رسد به لاغري
مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعل
* * *
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
مفتعلن فعلاتن مفتعلن فعلن
يكي يا هردو مفاعلن قابل تبديل به مفتعلن مي باشد.
اما استفاده از اين اختيار بسيار كم است وبيشتر دررباعيات از آن بهره جسته اند
د.لم. ا.سي/ر.غ.مس.تی/ ص.با. ب.بر/خ.ب.ری
در اختيار زباني امكان حذف همزه وجود دارد
غم است اي خوانده مي شود غمستي
خ.بر.ب.كو/ی. ص.نم. بر/ف.رس.ت. در/ س.ح.ری
ب.دان. غ.زا/ل. خ.را.مان/سر.و.س.هی/تو.ب.گو
ب.رآ.س.تا/ن. دو.چش.مم/ ش.بی. ك.ند/ گ.ذ.ری(گذرمكاني)
د.لم. گ.رف/ته. ز.بي.دا/د. اين. ز.ما/نه. ی. بد
ب.دا.ب.حا/ل .د.لم. چن/ن.می. ك.ند/ گ.ذ.ری(گذرزماني)
خ.بر.ز.دل /ا.گ.رآ.هم/ ر.سا.ن.َدَش/ب.ر.او
ب.سو.ز.دآن/ د.ل و. دي.گر/ن.ما.ن.َدَم/ا.ث.ری
د.گر.م.گو/ب.م.نی. خوا/جه.صب.ر. پي/شه. ك.نم
عف.و.ن.ما/كه. ن.دا.رم/به .دل. چ.نين /ه.ن.ری
گو.به. د.لش/كه. م.رن.جان/به. نا.ز.خوي/ش. م.را
كم. ن.ش.ود/ز.ر.ُخت.گر/ك.نی. ب.من/ ن.ظ.ری
ن.ظر.ن.مي/ك.ن.دز.نا/ز.بر.د.لان/م.هِ. من
هس.ت. ع.جب /به. ظ.را.فت/او. م.هِ. فت/نه. گ.ری
ظرافت او مي توانست ظرافتو خوانده شود ولي چون اختياريست
ظرافت او خوانده مي شود
ولي اشكال عمده آن است كه بين دوركن تسكيني است شبيه سكته ومصرع زير جايگزين خوبي است:
امان زنازرخش كوست ماه فتنه گري
ا.مان .ز.نا.ز/ر.خش. كوس/ت. ما.ه. فت/نه. گ.ري
گو.به. ل.بش/چه. ز.نی .ني/ش .طع.نه. بر/غ.م .من
طع.م. ع.سل/د.ه.دآن. لب/ چو.بر.ز.ند/ش.ر.ری
ب.با.غ. آ/ي.نه. چون. گل/ش.كف.ته. اين/ د.ل. من
ز.ني.ش .زن/بو.ر. يك.دم/ ن.دي.ده. گل. ض.ر.ري
درركن دوم اين مصرع به جاي فعلاتن –فاعلاتن آمده كه از اشتباهات شاعري است زيرااين اختيارفقط درركن اول امكان پذيراست
ومصرع زير جايگزين خوبي است براي آن هرچند زيبايي مفهوم شعر اين سهو راتوجيه معنوي مي كند وهمان مصرع قبلي بهتربه دل خواننده مي نشيند
زنيش تند لبانت نديده ام ضرري
ز.ني.ش .تن/ د.ل. با.نت /ن.دي.ده.ام/ ض.ر.ری
ساخ.ته. ام/ز.و.فا. كل/ب.هی. م.يا/ن. د.لم
چ.را.به. كل/به. ی. عش.قم/ ن.می. ز.نی /تو.س.ری
گش.ته. ح.كا/ي.ت .دل. دا/س.تا.ن. عش/ق. ج.ديد
آخرين هجاي هر مصراع بلند است اما شاعر مي تواند به جاي آن هجاي كشيده ياكوتاه بياورد
گردلم از شوق تو ديوانه شد عيبش مكن
بدربي نقصان وزربي عيب وگل بي خار نيست(سعدي)
بر.د.ل. پي/رو.ج.وان. شد/ف.سا.نه. ام/س.م.ری
غ.م. ف.را/ق .ص.نم. بر/ده. از.د.لم /طا.قت
* * شاعر مي تواند به جاي فعلن – فع لن بياورد كه درركن آخراين مصرع از اين اختيار استفاده شده است.
* * * همچنين از اختيارات زباني تغيير كميت مصوت هاست كه شامل كسره ي اضاقه و ضمه ي عطف است
درغم فراق كه ميم غم بااينكه هجاي كوتاه است ولي به خاطر كسره ي اضافه هجاي بلند محسوب مي شود.
د.لم. ا.سي/ر.غ.مس.تی/ ص.با. ب.بر/خ.ب.ری
لطفا ابیات پيشنهادي خود را مرقوم بفرماييد………………………………………………………………………………..
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











