آنچه شعر و نثر را در عرف از هم جدا می کند عبارت است از تقید نثر به تعبیر ادبی و تقید شعر به وزن و آهنگ یا فارغ بودن از آن؛بنابراین:
1.نثر سخنی است که در عین تقید به “تعبیر ادبی”در قید وزن و آهنگ قراردادی معمول در شعر نیست اما،
2.در هیچ یک از دو مقوله شعر و نثر،تعهدی برای التزام یا فراغ از قید وزن و قافیه وجود ندارد همچنان که بسیاری از اشعار ناب دارای وزن و قافیهنیستند و بسیاری از نثرهای مسجع و موزون ،فنی یا مصنوع از وزن و قافیه و آهنگ برخوردارند.
3.ملتها پیش از آنکه ملتها پیش از آنکه عواطف و احساسات خود را به نثر ادا کنند،آن را به “شعر”بازگو می کرده اند و طبعا شعر زبان ادبی آنها می شده است،اما وقتی که نظم سیاسی و اجتماعی دگرگون می شود و مردم به تنظیم افکار و عقاید خود نیازمند می شوند و می واهند به بحث درباره علل و عوامل تغییر زندگی خود بپردازند،شعر را برای بیان این معانی مناسب نمی یابند و ناچار می شوند که این نوع اندیشه ها را در “نثر”بیان کنند.به عنوان مثال در یونان و روم ،ابتدا شاعران را می بینیم که به انشاء آثار حماسی و غنایی و نمایشی در قالب شعر می پردازند نه نثر و نثر برای آنها فقط در اضطرابات سیاسی و اجتماعی و فلسفی و دینی مورد استفاده قرار می گیرد کهاین مطلب از حوزه شعر خارج است
زبان فارسی و پیشگامی شعر یا نثر؟!
در زبان فارسی نیز مسلما شعر پیشگام نثر است،زیرا صرف نظر از ترانه ها و اشعار محلی که در سه قرن اول هجری در ایران متداول بوده و در منابع مختلف ضبط شده است ،بحث نخستین شاعران پارسی گوی با رسمی شدن زبان فارسی توام است و این سخن،کلامی است درست که راز زایش هر زبانی در زایش شعر آن نهفته است و لذا می توان گفت که هر زبانی آنگاه زاده می شود که اولین شاعرش پا به دنیا نهاده باشد و آنگاه می میرد که آخرین شاعرش مرده باشد.زبان فارسی نیز زاده نشد مگر به معجزه شعر پارسی و به یاری شاعران پارسی گوی.بیش از دویست سال از حمله اعراب گذشته بود که یعقوب لیث صفاری(متوفی به سال265هجری)چون وصف خود را به تازی از محمد وصیف شنید با صدق و سادگی گفت:”چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفتن؟”و این سخن کار خود را کرد و اول شعر پارسی در عجم پدید آمد و گویش دری به پایگاه زبان رسمی ایران برنشانده شد و ایران زبانی تازه پیداکرد و از آن روز باز،شاعران بدین زبان تازه و نوزاد شعر گفتن گرفتند و روزگار بی زبانی ایران به سر آمد.
(برگرفته از کتاب:انواع نثر فارسی-دکتر منصور رستگار فسایی-ص27تا31)
بخش نقد ادبی | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











