غرقه خون چون خسرو از شیرویه خفتنکته ای خوش در حق شیرویه گفتکـه بـدان شـاخـی که آب از اصـل خـوردسـر کشـید از آب و قـصـد اصـل کـرداصـل را چــون کـنـد و …
| غرقه خون چون خسرو از شیرویه خفت | نکته ای خوش در حق شیرویه گفت |
| کـه بـدان شـاخـی که آب از اصـل خـورد | سـر کشـید از آب و قـصـد اصـل کـرد |
| اصـل را چــون کـنـد و شـد مـیـدان فـراخ | خشک و بـی بـر بـر زمین افتاد شاخ |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











