تا عاشق تن هستی در ظلمت تن مانی
دلخوش به سرابی تو در ورطه نادانی
ان دیو درون گوید رو پیرو شیطان باش
در ظلمت خود ره گیر یابی تو سرانجامی
گر مکر و ریای خود پنهان کنی ازمردم
نیکو گذرانی عمر با دفتر خوش نامی
اما زچشم خلق هرگز نشود پنهان
ان مکر و ریا کاری و ان فتنه ی پنهانی
دیدی که چه فرعون ها با تکیه بگمراهی
بودند بظاهر خوش یافتند بدل کامی
گر ظاهر ابراهیم از کینه در اتش رفت
شد مظهر حق پیدا زان چهره ی نورانی
افسوس نگیرند پند از گفت رسول الله
باطن نشود روشن از ایه ی قرانی
دلخوش به سرابی تو در ورطه نادانی
ان دیو درون گوید رو پیرو شیطان باش
در ظلمت خود ره گیر یابی تو سرانجامی
گر مکر و ریای خود پنهان کنی ازمردم
نیکو گذرانی عمر با دفتر خوش نامی
اما زچشم خلق هرگز نشود پنهان
ان مکر و ریا کاری و ان فتنه ی پنهانی
دیدی که چه فرعون ها با تکیه بگمراهی
بودند بظاهر خوش یافتند بدل کامی
گر ظاهر ابراهیم از کینه در اتش رفت
شد مظهر حق پیدا زان چهره ی نورانی
افسوس نگیرند پند از گفت رسول الله
باطن نشود روشن از ایه ی قرانی
شاعر ابراهیم گرجی
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











