آنـی کـه کـس بــخـوبـی تـو مـن نـدیـده امخـورشید را چـو روی تـو روشن ندیده امیا خود چو روی خوب تو رو نیست در جهانیا هسـت و زاشـتـغال بـتـو من ندیده ام…
| آنـی کـه کـس بــخـوبـی تـو مـن نـدیـده ام | خـورشید را چـو روی تـو روشن ندیده ام |
| یا خود چو روی خوب تو رو نیست در جهان | یا هسـت و زاشـتـغال بـتـو من ندیده ام |
| رنـگـی ز حــسـن در گـل رویـت نـهـاده انـد | کــنـدر شــکــوفــهـای مـلــون نـدیـده ام |
| روی تـو گـلسـتـان و دهان غـنچـه یی کـزو | الـا بــوقـت خـنـده شـکـفـتــن نـدیـده ام |
| روی تــرا بــزیـنـت وزیـب احـتـیـاج نـیـسـت | مـن احـتــیـاج شـمـع بــروغـن نـدیـده ام |
| گـویـی بــتــن کـه آب روان زو خـجـل شـود | جـان مجـسـمی که چـنین تـن ندیده ام |
| از کشتـنم بـتـیغ تـو ای دوست حـاصلست | ذوقـی کـه در هزیمـت دشـمـن ندیده ام |
| خـود را بـکـام خـویـش شـبـی از سـر رضـا | با چون تو دوست دست بگردن ندیده ام |
| زآن سـان که سـیف بـر کوی تـو خـوار ماند | خــاشــاک راه بــر در گـلـخــن نـدیـده ام |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











