مـپــنـدار از لـب شــیـریـن عــبــارتکه کـامی حـاصـل آید بـی مرارتفــراق افــتــد مــیـان دوســتــدارانزیـان و سـود بــاشـد در تــجـارتیکی را چون بـبـ…
| مـپــنـدار از لـب شــیـریـن عــبــارت | که کـامی حـاصـل آید بـی مرارت |
| فــراق افــتــد مــیـان دوســتــداران | زیـان و سـود بــاشـد در تــجـارت |
| یکی را چون بـبـینی کشته دوست | بـه دیگر دوسـتـانش ده بـشـارت |
| ندانم هیچ کـس در عـهد حـسـنـت | کـه بـادل بـاشـد الا بـی بـصـارت |
| مــرا آن گــوشــه چــشــم دلــاویــز | به کشتن می کند گویی اشارت |
| گر آن حـلوا بـه دسـت صوفی افتـد | خـداتــرسـی نـبــاشـد روز غـارت |
| عــجـــب دارم درون عــاشــقــان را | کـه پـیراهن نمـی سـوزد حـرارت |
| جمال دوست چندان سایه انداخت | که سعدی ناپـدیدست از حـقارت |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











