خندیدنت
⚜🔹⚜⚜🔹⚜
عشق یعنی: تو بخندی و من از خندیدنت
نرم نرمک، سرخ و نارنجی شوم با دیدنت
فصلِ رسواییِ دل را میتوان، تنظیم کرد
بر شعاعِ رختِ پائیزی به تن، پوشیدنت
شور شیدا و شروع شعرِ شیوای شب است
شهد تلخ شربتِ شیرین غم، نوشیدنت
زادهٔ تاریکیِ محضِ قفس را بُردهای
بر بلندایِ رهایِ روشنِ تابیدنت
دختر اشعارِ سرکش، زل زده در چشم تو
مات و مبهوتِ تماشایِ غزل برچیدنت
مینویسم عشق و میخوانم: جنونِ زندگی
گمشده در پچِ پچِ بارانیِ بوسیدنت
واژهٔ افسردن و افسردگی، افسون شده
پای یک رکن بلند از بیستون لرزیدنت
سرنوشت خاطراتِ عاشقانههایِ سبز
دلنوشته بر مدارِ بیهوا روئیدنت
حلقهٔ چشمان تو دار مکافاتِ غم و…
شیوهٔ مهر و وفاداری شده بوئیدنت
مثل وقتی که به تیغم مینوازی، تیرِ غم
حجم غمگین زنی بیتابم از خندیدنت
#کبری_رحمتی(بیتاب)
⚜🔹⚜⚜🔹⚜











