فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 11 اسفند 1402

حکایت

یکـی سـلـطـنـت ران صـاحـب شـکـوهفرو خـواسـت رفت آفتـابـش بـه کوهبه شیخی در آن بقعه کشور گذاشتکـه در دوده قـایم مـقـامـی نداشـتچـو خـلوت نشـین کوس دولت…

یکـی سـلـطـنـت ران صـاحـب شـکـوهفرو خـواسـت رفت آفتـابـش بـه کوه
به شیخی در آن بقعه کشور گذاشتکـه در دوده قـایم مـقـامـی نداشـت
چـو خـلوت نشـین کوس دولت شـنیددگــر ذوق در کــنــج خــلــوت نــدیـد
چـپ و راسـت لشـکر کشـیدن گرفـتدل پـــردلـــان زو رمــیــدن گـــرفـــت
چـنـان سـخـت بـازو شـد و تـیز چـنـگکـه بـا جـنگجـویان طـلب کـرد جـنگ
ز قــوم پــراگـنـده خــلـقـی بــکـشــتدگر جمع گشتند و هم رای و پشت
چـنـان در حـصـارش کـشـیـدنـد تــنـگکه عـاجـز شـد از تـیربـاران و سـنگ
بـــر نــیــکــمــردی فــرســتـــاد کــسکـه صـعـبــم فـرومـانـده، فـریـاد رس
بـه همت مدد کن که شـمشـیر و تـیرنـه در هـر وغـایـی بــود دســتــگـیـر
چـو بـشـنـیـد عـابـد بـخـنـدید و گـفـتچــرا نـیـم نـانـی نـخـورد و نـخـفـت؟
نـدانـســت قــارون نـعــمـت پــرســتکـه گنج سـلامت بـه کـنج اندرسـت

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج