لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 27 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر

جنگ روز 13 – اشعاری از شاعران ایرانی درباره جنگ رمضان منتشر شد (بخش چهارم)

وعده صادق 4 اهل قلم

پایگاه خبری شاعر در دفاع ازوطن در این جنگ تحمیلی هم صدا با شاعران و نویسندگان با سلاح قلم می کوشد تا در کنار مردم شریف ایران پای کار باشد و آثار ناب شاعران استان های کشور را از طریق کانال https://eitaa.com/shaernews و پایگاه خبری شاعر https://shaer.ir/ منتشر نماید
در این روزها روایت مردان و زنان اهل قلم روایتی شنیذنی است
پای اشعار هر کدام از شاعران این مرز بوم می نشینیم تا در بخش چهارم این مجموعه اشعار درد جانسوز هم وطنانمان را در تراوش های شاعران و نویسندگان به دل و جان بخوانیم

1
وقت جنگ است به لب های وطن تکبیر است
به یهود آیتِ تَنذیر به ما تَبشیر است
ذکر تکبیر بُلند است از این ماذنه ها
چه طنینی شده این طنطنه عالمگیر است!
لحظه فتح رسیده “سَنُصلّی فی القُدس”
طبق تعبیر علی ناب ترین تعبیر است
کمر ابرهه را موشک سجّیل شکست
ِسیرِ ِسجّیل خودش ناب ترین تصویر است
آنکه پنداشته رویا! به حقیقت پیوست
ذکر “القدسُ لنا” ذکر زعیم پیر است
پیر ما گفت که نابودی شر نزدیک است
پیر ما گرچه که پیر است هنوزش شیر است
دست ابلیس به خون وطنم آغشته ست
ننگ شیطان بزرگ است که پایش گیر است
آخرش آه علی ابرهه را می گیرد
آه مظلوم در این معرکه دامن گیر است
تیری انداخته شد تیر نینداخته خلق
خالق انداخته این تیر نخستین تیر است
بی گمان هرچه خدا خواست همان خواهد شد
نصرت جبهه حق طبق همین تقدیر است
حال حیفا و تل آویو دگرگون شده است
گنبد کاغذی اش در شرف تسخیر است
گفتگو حال دگر با حُمقا جایز نیست!
هرکس انکار کند مُستخقق تحقیر است
گفتگو را همه دیدند که بُمباران کرد
کار این دلقکِ یانکی کلک و تزویر است
بعد از این کاخ سیاهش هدف موشک ماست
مگر از جان خودش این مُتوهّم سیر است؟
حال هنگام درنگ و دم لفّاظی نیست
لحظه جنگ و جهاد و عمل و تدبیر است
جای یک لحظه مدارا و مماشاتی نیست
پاسخ عربده های حُمقا شمشیر است
مُشت هایی که گِره خورده به میدان جهاد
ضربه محکم ما بر دهن تکفیر است
هموطن فتنه دیروز شده کُن فیکون
باش امروز تو بیدار که فردا دیر است
از سلبریتی خائن تو حذر کن،کارش
دین فروشی ست و غرق ستم و تبذیر است
دور از هاله ابهام شو بی هول و هراس
به صف کفر بگو هلهله بی تاثیر است
حال هنگام تقاص است به پا باید خواست
حال هرگونه درنگی ز درِ تقصیر است
شد دگر زیر و زبر هیمنه ی آمریکا
قدرت منطقه ماییم که بی تغییر است
جنگ با جِیشِ علی سود ندارد اخوی
کشور دوست! ز ما این به تو یک تنزیر است!
ما کثیریم دَم از ساقی کوثر زده ایم
که علی آینه در آینه در تکثیر است
ناصر دوستی
شاعران زنجان
2
به‌نام‌خدا
روایت تلخ وطن‌فروشان
به پیش دشمن بدنام، سخت‌کوشی‌تان
بود روایت تلخ وطن‌فروشی‌تان
گذاشت زخم عمیقی در این نبرد شرف
به روی مام وطن، تیغ چشم‌پوشی‌تان
دلاوران وطن سهم خویش خون خوردند
نبود عزم شما غیر عیش‌نوشی‌تان
گرفت هر چه شما را سراغ مام وطن
خموش بود چو وجدان خویش گوشی‌تان
به خاک و خون وطن افتاد و هست غصه‌تان
مباد از دهن افتد خوراک سوشی‌تان
نه پاک می‌شود از لوح جان ما ایران
نه داغ ننگ چنین آبرو به دوشی‌تان
چراغ عشق وطن را نمی‌کند خاموش
میان زخمی فریادها خموشی‌تان
دکترعبدالرضامدرس زاده
کاشان
3
به‌نام‌خدا
اسدالله می‌رود
این گونه ماه تا به سر چاه می‌رود
گویا ز کوفه‌‌زار فلک ماه می‌رود
از سینه فسرده ایتام تا فلک
هم‌پای بغض آینه‌ها، آه می‌رود
حس خیال‌پرورشان گفت آید او
با دست پر، دومرتبه، هرگاه می‌رود
باور نداشتند که مولایشان علی
چون فرصتی است ناب که ناگاه می‌رود
آن عابر غریب مسیر دو رنگ شهر
با قلب دردمند از این راه می‌رود
آن خسته شکسته‌دل از غربتی که داشت
از شهر مردمان ِ چو اشباه می‌رود
تا روشنی دوید به روی سحر، علی
سوی لقای حق نه به اکراه می‌رود
در فرصت عبور خود از کوی ناکسان
آسوده شد از آنچه به افواه می‌رود
آغاز رویش نجف امشب رقم خورد
تا سوی خاک پیکر آن شاه می‌رود
چون مجتبی کسی است که امشب امام شد
سوی خدا اگر اسدالله می‌رود
نام علی است زینت عرض نیاز او
آن که به سوی حاجت دلخواه می‌رود
پاسخ به دلخوشی و عنایت نوشته‌اند
هر کس به اشک جانب درگاه می‌رود
دکترعبدالرضا مدرس زاده
شاعران کاشان
شاعران اصفهان
4
جز حق کسی پیروز این میدان نخواهد شد
ایرانِ جان، تسلیم دژخیمان نخواهد شد
این وعده ی حق است بی شک لشکر شیطان
هرگز حریف لشکر ایمان نخواهد شد
این بار هم بدعهدی ابلیس ثابت کرد
آزادگی با ظلم،هم پیمان نخواهد شد
ای رهبر آزاده جای خالی ات بر ما
با محو اسرائیل هم جبران نخواهد شد
هر چند در سوگت وطن در ماتم است اما
بعد از تو میهن بی سر و سامان نخواهد شد
ای ناخدا رفتی ولی با رهنمون هایت
کشتی در این امواج سرگردان نخواهد شد
از بعد عاشورای تو ای قائد امت
دیگر چراغ دشمنان تابان نخواهد شد
سربازهایت جان بکف در قلب میدان اند
دیگر لب شمر و سَنان خندان نخواهد شد
یک لحظه آرامش نخواهد دید قلب کفر
یک دم رها از وحشت طوفان نخواهد شد
هَیهات منَّاالذِّله در رگ های ما جاری ست
ظلم و ستم در خاک و خون پنهان نخواهد شد
افتاد هر برگ گلی که بر زمین امروز
یادش فراموش از دل گلدان نخواهد شد
ما متکی بر آیه ی اِنْ تَنْصُرُالله ایم
هرگز جدا این مکتب از قرآن نخواهد شد
ما با شهادت زنده هستیم و براین عهدیم
ما را کفن جز پرچم ایران نخواهد شد
ناصر اسماعیلی
شاعران زنجان
5
📍یادداشت محسن چاووشی بعد از انتشار آهنگ جدیدش:
“«حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است.”
به نام خدا
🔸از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر می‌کنم و رصد می‌کنم تا نکته‌ای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!
و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر می‌کرد و از پشت تیر به سرش خورده بود
وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرص‌هایش را به موقع نمی‌رساند…
و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلی‌ها در آن جا می‌شوند
اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
🔸در این دو ماه قلبم سوخت برای کشته‌شدگان…
اما دست خودم نبود!
من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم می‌سوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت…
🔸در خانه‌ی من نه صدا و سیما یک‌ریز جمهوری اسلامی را تبیین می‌کند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند.
در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثه‌ای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.
در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشته‌اند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار می‌کردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینه‌ی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب…
و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.
به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم ده‌ها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سال‌ها و شبانه روز محتوا تولید می‌کردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند…
آری همین رسانه کاری با کشور ِسامورایی‌های متعصب کرد که در خیابان‌ها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بی‌آنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آورده‌اند…
🔸به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!
دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند!
دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند!!
تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده‌ بودند
🔸دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم!
که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم…
برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم…
«حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است
و براستی خدا برای ما بس است…
اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند!
و آن عده!
آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست!
این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم:
اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان…
من ترجیحم این است که
در همین وسط بایستم و بمیرم
وسط مدرسه میناب
وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد
وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…
وسط خیابان‌های شهرم…
محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴
محسن_چاوشی
خواننده
6
سپاهی ، ارتشی و انتظامی
سیزه تقدیم اولور ملت سلامی
سیزه مدیونیدور همیشه ملت
اورکدَن یازمشِخ بیز بو پیامی
ولایت عهدینه سیز پایبندیز
کیم ایرانه دولاشسا سیزکمندیز
شهادت چشمه سیندن بهره مندیز
یقینیم وار آلار سیز انتقامی
ایدیبسیز دین یولوندا جانی قربان
سیزیز شیران دوران مرد میدان
وطن باشین اوجاتدیز ای دلیران
گوزل شاد ایله دیز روح امامی
بومیهن سیزلره مدیوندی والله
صراط حق ده سیز الحمد لله
سیزی چوخ گورمه سین ایرانه الله
بودور نوروزی نین ختم کلامی
تقدیم به تمامی عزیزان نظامی کشورم که امنیت کشور مدیون ومرهون فداکاری این بزرگمردان است.
حسینعلینوروزیویری
شاعران_زنجان
شاعران_سلطانیه
7
♦️
ابیاتی از سروده‌ بلند اخوان ثالث درباره‌ی میهن
ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
تو را ای کهن پیر ِجاویدبُرنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران
تو را ای گرامی گُهر دوست دارم
تو را ای کهن زاد بومِ بزرگان
بزرگ آفرین، ناموَر، دوست دارم
کویرت چو دریا و کوهت چو جنگل
همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم..
شهیدان جانباز و فرزانه ات را
که بودند فخر بشر دوست دارم
جهان تا جهان است، پيروز باشي
برومند و بيدار و بهروز باشي
مهدی اخوان ثالث
شاعران_گیلان
8
بگو به نام علی و حماسه سازی کن
بگو علی و خدا را دوباره راضی کن
که اسم اعظم پرودگار نام علیست
دلیلِ خلقِ جهان هم به احترام علیست
به اذن شاه نجف خیبری بزن آری
تو هرچه را که خدایت نظر کند داری
پناه و ملجا ما جز علی نبوده و نیست
امیدِ مردمِ ایران به غیرِ حیدر کیست؟
رسید در دل هر واهمه صدایی که:
امیدِ ماست خدای علیِ، خدایی که-
-میانِ غزوه‌ی احزاب با علی آمد
بخوان به نام علی که سینجلی آمد
خدایِ بدر عزیزان خدایِ امروز است
سپاهِ شیعه‌یِ مولا، سپاهِ پیروز است
همیشه حزب خدا غالب است بی‌تردید
شکستِ حزبِ خدا را کسی نخواهد دید
بزن به معرکه حالا که وقت بت سوزیست
قسم به وعده‌ی صادق، نتیجه پیروزیست
زمان، زمانه‌ی جنگ است و وقت پیکار است
بزن به قلب تل آویو، کارشان زار است
خداست ناصر و مهدی امامِ منصورش
که عاقبت همه جا می‌شود پر از نورش
امید مردم ما نیست جز علی، احدی
“زمانه‌ بر سرِ جنگ است یاعلی مددی”
علی گلچین پور
9
آریایی هستم و ایران وطنم
گاه شادمان و گاه در حزنم
حال عطری ز خاکت برخاست
به مهر تو قلب تپش بر آراست
نباشد هیچ زمان بَرَت ویرانی
که جهانت بیشه دلیران شیرانی
باز بهار آمده و نوروز است
در آبادی ات، نوروزمان هر روز است
حسام الدین سعیدی
شاعران تهران
10
شعری از محمد رسولی در وصف رهبر انقلاب اسلامی
چرا نشستی دل رمیده؟ رسیده از یارمان پیامی
عجب خطوط بلند قدی، عجب بیانی، عجب کلامی
ز کوی او نامه‌ای رسیده، بخوان و بگذار روی دیده
به زخم دل‌های داغ‌دیده چه مرهمی شد، چه التیامی
دوباره آیینه‌ای ز یار و دوباره آن قد استوار و
دوباره هوهوی ذوالفقار و دوباره شمشیر بی نیامی
کهن ترین آیه‌ی جدیدم که تازه‌تر شد از او امیدم
ادامه‌ی رهبر شهیدم ادامه‌ی مرد ناتمامی
همان صلابت، همان درایت، همان شجاعت، همان هدایت
همان اصالت، همان ولایت، همان امامت، عجب امامی
پیام او بازتاب حزم و نشانه‌ای از شکوه و عزم و
به روی دوشش ردای رزم و به دست او پرچم قیامی
قسم به خون‌خواهی شهیدان، به مردم سرفراز ایران
دوباره مردی به قلب میدان رسیده با تیغ انتقامی
خروش موجیم رو به ساحل، میانه‌ی جنگ حق و باطل
بگو به اهریمن سیه دل نشسته‌ای در خیال خامی
پسر نمایانگر پدر شد، درخت اسلام پر ثمر شد
که هرچه خون داد زنده تر شد، چه انقلابی عجب نظامی
محمد رسولی
شاعران_تهران