لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 20 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر

داستان:

قدیما

اون قدیما…،همه جا صلح بود،صفا بود…!همه دل ها پاک و بی ریا بود…!رنگ،رنگه خدا بود…احساس لطیف چون ترنم باران، از اعماق جان می تراوید…!نه چون این روزگار بی روح،سرد و سنگی ،همچون ربات…!آرایش منحصر به سرمه ی چشم مادر بزرگ بود و حنای گیسوی پریشانش…!نه چون امروزه …!!!هشدار…!هشدار..هشدار…!شما دارید به صفحه ای از صفحات آخرالزمانی گام می گذارید!لطفا اگر ناراحتی قلبی و …دارید از ادامه ی ماجرا چشم پوشی کنید…!و اینک این شما و این برگه ای از روزگار آخر الزمان…!در این دوران هنجارها ناهنجاری و زیبائی ها،زشت و زشتی ها زیبا تلقی می شوند…!دوستان واقعی خدا ،خوار و تنهایند و هوس بازان عزیزند!و نازک تنان چون پروانه به گرداگردشان می گردند…!امروزه فریب خوردگان هوای نفس و خود باختگان فرهنگ برهنگی ، با هفت قلم خود را بزک کرده!و شرم را خورده و حیا را قی کرده اند…!و خود را بازیچه ی دست هرزه گان قرار می دهند…!و گویا که؛هر یک از آنان در تبرج و نماد بت بودن و آرمان اسوه بودن ،گوی سبقت ا از دیگری می رباید…!و از قاپیدن دیده ها به سوی خود از دیگری پیشی می گیرد!و در نهایت به تن فروشی ختم می شود!و بد تر از این والیان بی غیرتشان که به آنان چراغ سبز نشان می دهند و راه را برای هر چه بیشتر فرو رفتن به منجلاب گناه و تباهی و غرق شدن در باتلاق افسردگی و ….فراهم می کنند!و این مریدان و نوچه گان ابلیس چقدر خوب روی شیطان را سپید کرده اند!!!در کوی و برزن و….!و این منوال سرانجام با اشاره ی خدا به دستش در زمین،جمع خواهد شد این سور و سات عشوه گری و این بزم و بساط عیاشی …و به زباله دان تاریخ سپرده خواهند شد…!!!

آثار دیگر نویسنده :

Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی :

قالب تخصصی داستان :