لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 8 تیر 1405

پایگاه خبری شاعر

نقدی بر غزلی از بانو حکیمی بافقی

لوگو نقد شعر

نویسنده : سید هادی محمدی

آقای سید هادی محمدی از شاعران عضو نقشه ادبی ایران در پایگاه خبری شاعر هستند که نقدی بر غزلی از بانو حکیمی بافقی را به رشته تحریر در آورده اند.

حسّ عطش، زیباسُرای زندگانی‌ست

با عاطفه، زیبا، سَرای زندگانی‌ست

از جامِ موّاج و، زلالِ شورِ شادی

میگونیِ جان، آشنای زندگانی‌ست

در موجِ دریای وفای مِهرِ رویا

فوجِ نفَس‌زایی، هوای زندگانی‌ست

در اوجِ هوهوی هیاهویی هوس‌ناک

«هو» را صداکردن، صفای زندگانی‌ست

در نغمه‌های «بغ‌بغوی» یک کبوتر

«بغ» را نواکردن، بهای زندگانی‌ست

حالا که این‌گونه، طبیعت شوردارد

بی‌شوربودن، غم‌نوای زندگانی‌ست

ای‌کاشکی، با دل بفهمیم این‌که بی‌شک

با عشق، غرقِ گُل، فضای زندگانی‌ست

در بسترِ همواره مهرانگیزِ احساس

امّیدواری، جان‌فزای زندگانی‌ست

شاعر: زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)

* بغ: خدا، پروردگار.

شعری پیش رو داریم از استاد بانو حکیمی که ان شاء الله چند سطری در خصوص آن خواهم نوشت.

توان هرس کردن امتیاز شاعری

خیلی از کسانی که دوست دارند شعر بگویند و حتی برخی از شعرا پس از زایش شعر آن را رها می‌کنند و برچسب جوششی هم بر آن زده و نوشته ای را پر از ایراد تحویل مخاطب می دهند

البته باز اینان دو دسته اند

دسته ی اولی که تا برایشان ایرادگیری می‌شود با جان و دل می‌پذیرند و درصدد رفع مشکل بر می‌آیند

و اما امان از دسته‌ی دوم که ژست استادی می‌گیرند و اباطیل خود را نوآوری و فراساختاری می‌دانند و بر جهل خود پافشاری می‌کنند که اینان قطعا و حتما به فرموده‌ی قرآن کریم ( یحمل اسفارا) هستند.

هرچه شعر جوششی باشد باید پس از سرایش بیات شود و پس از گذشت زمان، شاعر به آن مراجعه و با توجه به داشته‌های خود در صدد اصلاح شعرش برآید

استاد بانو حکیمی از آن دسته شاعرانی هستند که هم علم کافی در زمینه‌ی شعر را دارند و هم استعداد سرایش را و این دو بال مهم به ایشان قدرت فوق العاده‌ای در ساختن و پرداختن شعر داده است

تا آن‌جایی که دقت کرده‌ام همیشه قوانین مربوط به شعر حتی املای درست کلمات را مراعات فرموده‌اند و این جای تبریک به ایشان دارد.

با این مقدمه می‌رویم سراغ شعر:

هرمنوتیک در ‌شعر

هرمنوتیک یا علم تأویل در شعر نیازمند دیدِ باز مخاطب و اشرافیت کامل او بر مقوله‌ی شعر است اگر همه‌ی المان‌ها در شناخت معانی شعر دست به دست هم ندهند نمی‌توان از شماتیک شعر سر درآورد.

حسّ عطش، زیباسُرای زندگانی‌ست

با عاطفه، زیبا، سَرای زندگانی‌ست

عطشی که بانو حکیمی از آن به عنوان زایشگاه سُرایش نام برده‌اند نیازمند تحقیق و بررسی کلامی و فلسفی و زبانی در شعر است.

البته در ادبیات غرب علم هرمنوتیک را منوط به هیچ قانونی نمی‌دانند و تأویل در شعر را زاییده‌ی متغیرهایی می‌دانند که در طول زمان با توجه به جوامع عوض می‌شود.

باید بگویم حوزه‌ی عمل هرمنوتیک تا جایی که معنا و لزوم فهم آن در کار است امتداد دارد اما در ادبیات مشرق زمین این علم به پارامترهای زیادی بستگی دارد و خود شاعر و توان وی در انتقال مفاهیم از ذهنیت به عینیت نقش کلیدی دارد

بارها در نقدهای قبلی ذکر کرده‌ام که تأویل شاعر و مخاطب اگر مماس بر هم باشند این بُرد شاعر است هرچند در اشعار آوانگارد و پسا مدرن که سوغات غرب برای ماست تأویل کمی فرق می‌کند و گاهی معناگریزی بر پیکره‌ی شعر امتیازی است گزاف و مضاف

اختیارات شاعری گاهی آفت شعر است

نصیر الدین محمد بن محمد طوسی در کتاب معیار الاشعار به صراحت عنوان داشته که (لغات در رزانت و خفت مختلف است چه تازی مثلا به قیاس با پارسی به رزانت و ثقل نزدیک‌تر باشد و پارسی به خفت مایل‌تر و اسباب اختلاف با ماهیات حروف باشد و آن چنان باشد که حروف مستعمل در برخی لغات از مخرج دشوارتر باشد.)

گفتنی است این نظر تاثیر مستقیمی بر وزن شعر و همچنین اختیارات شاعری که تدوین شده دارد.

خیلی‌ها فکر می‌کنند که تا نام اختیار شاعری بر مطلبی و قانونی گذاشتند شاعر مجاز است در همه جا و در هر حالتی از آن استفاده کند حتی به بهانه‌ی خدشه وارد شدن بر وزن و آخر سر هم عنوان کنند ایراد از خوانش مخاطب است و برای وی نسخه بپیچند.

وقتی قاعده‌ای به صورت اختیار، ممهّد شد باید به آثار آن قاعده در شعر توجه کرد و اختیار و چراغ سبز واضع، بر این معنا نیست که از خیابان شعر با وجود چراغ سبز رفت زیر تریلی آن هم هجده چرخ؛ هر چند نامش اختیار است اما تاثیر کلی آن را باید بر شاکله‌ی شعر دید و شنید وگرنه شعر ما در بطن خود سقط می‌شود

شاعر باید علم تعرف معایب و خلل‌های وارد بر شعر را بشناسد تا بتواند از قاعده‌ای یا اختیاری در ساختار استفاده کند.

خوشبختانه استاد بانو حکیمی جزو آن دسته شاعرانی هستند که با علم بر موارد مذکور از اختیارات بهره می‌گیرند و این راز خوش آوایی اشعار ایشان است

شاعر حتما و قطعا قبل از استفاده از اختیاری باید به همجواری کلمات در شعرش دقت کند، ممکن است کلمات به درستی بر نخ افاعیل چیده شوند؛ اما آن بازخورد موسیقایی از شعر حاصل نشود و این همان عدم توجه شاعر به حسن همجواری کلمات است که همیشه در نقد ها داد زده‌ام.

بحث وزن و ماهیت آن و استعمالش در ایقاعات، هنری است که نیازمند تتبع در منابع مختلف دارد و تنها با اتکا به نظری و کتابی نمی‌شود قاعده‌ی کلی در آن صادر کرد. پس به یاد داشته باشید که:

در استفاده از اختیارات شاعری مهم‌ترین

المان و بحث، برهم نخوردن موسیقی شعر است چرا که شعر کلامی است موزون و موسیقایی و قواعد مختلف از قبیل قافیه و ردیف و غیره و غیره کمک به این مهم می‌کند.

  نمود مکتب وقوع در شعر بانو

الهه‌ی احساس

مکتبی که از اواخر قرن نهم تا اوایل قرن یازدهم رواج پیدا کرد مکتبی بود با نام وقوع که از شاخصه‌های اصلی آن سادگی و بی‌پیرایه بودن و استفاده نکردن از صنایع پیچیده‌ی ادبی بود شعر وقوع علیرغم ساده بودنش مضامین والایی را یدک می‌کشد و در آن عنصر غالب عشق است و عاشقی

از اولین مصراع‌های غزل بانو حکیمی این جریان حاکم است و از ابتدا با عباراتی نظیر: حس عطش، عاطفه، شور شادی، جام مواج، دریای وفا، صدا کردن هو، بغ بغوی کبوتر، طبیعت پرشور، امیدواری و غیره در حیطه‌ی شعر وقوع وارد شده است.

حسی که در این غزل وجود دارد و توصیه‌های زیر پوستی شاعر برای عشق‌ورزی و توجه به جهان زیست نمود شعر وقوع را بیشتر کرده است.

حتی مقوله‌ی وحدت و کثرت هم که در اشعار وقوع حائز اهمیت است در شعر خانم حکیمی موج می‌زند و جهان‌بینی شاعر را تمام و کمال نشان می‌دهد.

وقتی اجزای اولای شعر موزون حروف متحرک و ساکن است شاعری که در دنیای وقوع گام برمی‌دارد باید از تبدیل شدن شعرش به نثر جلوگیری کند هرچند ساده می‌نگارد اما باید آنقدر استوار بسراید که از حیطه ی شعر خارج نشود.

همان کاری که استاد بانو حکیمی در این غزل پر از شور و نوا انجام داده‌اند و علیرغم سادگی و زبان عامه‌فهم چنان دژ محکمی بنا نهاده‌اند که خللی بر شعر بودن آن وارد نمی‌شود و با مرور افاعیل و تفاعیل شعر حس طرب به مخاطب دست می‌دهد.

نظریه‌ی نظم جرجانی در شعر

عبدالقاهر جرجانی، دانشمند و بلاغی معروف ایرانی، در کتاب دلائل الاعجاز نظریه خود را درباره ی نظم شعر به تفصیل بیان کرده است.

شناخت سره از ناسره در شعر و اینکه عیار کیفیت اشعار چیست مطلبی است که منتقدان و دانشمندان زیادی درباره‌ی آن بحث کرده‌اند.

از دیدگاه جرجانی، امتیاز هر اثر ادبی برجسته، به سبب وجود نظم در آن اثر است حال این نظم چه باشد و چه آن را تعریف کنیم.

نظم حاصل از این دیدگاه چه از نظر لفظی و چه نحوی و چه معنایی همه و همه مستلزم وجود برخی پارامترها در شعر است که اگر همه‌ی موارد در نظر گرفته شده هم را نپوشانند شعر اتفاق نمی‌افتد.

از جمله در شعر موزون وجود

مراعات النظیرها، قوافی، ردیف، وزن درست، کلمات به جا و کلیدی و….

باعث پیدایش نظم می‌گردد.

در شعر بانو حکیمی وجود ردیف

(زندگانی‌ست) و همچنین قوافی درست و رکن مستفعلن و مراعات النظیرهایی مانند (سَرا، زندگانی) ( جام، میگون)

( بغ بغو، کبوتر) و استفاده از صنایعی؛ مانند: جناس، واج‌آرایی، جان‌بخشی، ازدواج، اغراق باعث نظم خوش آیند مخاطب شده است.

اذا عجز الانسان عن شكر منعم فقال جزاک الله خيرا و قد كفی

برای استاد بانو حکیمی آرزوی موفقیت دارم.

یا حسین بن علی

سید هادی محمدی