لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 17 مرداد 1405

پایگاه خبری شاعر

شماره ١٩: تا توان کردن ز خون ما نگارین دست را

تــا تــوان کــردن ز خــون مـا نـگــاریـن دســت رااز حـنـا بــهـر چــه بــایـد کـرد رنـگـیـن دسـت راسـینه اش از بـاده لعـلی بـدخـشـان می شـودهر که ساز…

تــا تــوان کــردن ز خــون مـا نـگــاریـن دســت رااز حـنـا بــهـر چــه بــایـد کـرد رنـگـیـن دسـت را
سـینه اش از بـاده لعـلی بـدخـشـان می شـودهر که سازد چون سبو در خواب بالین دست را
انتـظـار قـتـل، کار عـاشـقـان را سـاخـتـه اسـتتـا تـو می سازی بـلند ای کوه تـمکین دست را
بس که از دل های خونین است زلفش مایه دارمی کند در هر سـراسر، شانه رنگین دسـت را
پــای ایـمـان جــهـانـی در خــم لـغـزیـدن اســتبـر مـیـاور ز آسـتـین ای دشـمـن دین دسـت را
رشـتـه نـازک، گـوهـر دلـهـا ازان نـازک تـر اسـتزینهار آهسـتـه کش در زلف مشـکین دسـت را
بــحـر را سـر پــنـجـه مـرجـان نـیـنـدازد ز جـوشچـند بـر دل می نهی از بـهر تـسکین دسـت را
فرصت خـاریدن سر، خـواجـه را از حـرص نیستکی معطـل می گذارد جـسـم گرگین دسـت را
خـون گـریـبـان مـی درد از زخـم هـر دم بـر تـنـمتـا که خـواهد ساخـت از خـونم نگارین دست را
بـر نمی دارد گل از دامان شبـنم دسـت خـویشچون بـه آسانی کشد ز آیینه خودبـین دست را
قـمـریـان را عــقـده ای ای ســرو از دل بــاز کـنتـا بـه کی بـیکار بـتـوان داشت چندین دست را
بـیـسـتـون را تـیشـه ام در حـمـلـه اول گـداخـتنیست بـا من نسبـتـی فرهاد سنگین دست را
خشک می گردد ز حیرت چون بـه دامانش رسدمی کنم بـی طاقتی چندان که تـلقین دست را
کی بـه خون قطره صائب پـنجه رنگین می کند؟آن که چـون مرجـان کند از بـحر خونین دست را

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج
آخرین اخبار شعر و ادبیات