شاعر پس از تو چشمه اى خاموش خواهد ماند
یا خاک نمداری که دریا پوش خواهد ماند
بغض تو ابر مبهمی دارد که می بارد
آتش فشان در پای تو خاموش خواهد ماند
من بیستون را کندم اما باز دلتنگم
کوه از صدای نعره ام مخدوش خواهد ماند
وقتی شرابی نیست تا مستم کند بی تو
تنها برای خستگی دم نوش خواهد ماند
پشت سرم گفتند مردم اینکه بد هستم
من می روم پشت سرم پاپوش خواهد ماند
در زیر سقف گریه هایم باز خواهم شست
از تو گل سرخی که در آغوش خواهد ماند
این شهر بعد از من که با تو پر غزل بودم
در دست مشتی طفل بازیگوش خواهد ماند
سعید علی پور ( ونداد باوند)


