خــلـیـفـه کـه سـلـطـان آفـاق بــودبـه فرماندهی در جـهان طاق بـودیـکـی نـوش لـب بـودش انـدر حـرمهمه جـان شـیرین ز سـر تـا قـدمبـدو خـاطـرش میل بـسـیار…
| خــلـیـفـه کـه سـلـطـان آفـاق بــود | بـه فرماندهی در جـهان طاق بـود |
| یـکـی نـوش لـب بـودش انـدر حـرم | همه جـان شـیرین ز سـر تـا قـدم |
| بـدو خـاطـرش میل بـسـیار داشـت | ولـی زاجـر عـقـل بــر کـار داشـت |
| بـه وی محـرمی گفـت کای کامگار | ازیـن نـوش لـب کـام خــاطـر بــرار |
| بـگـفـتـا کـه تـاج خـلـافـت بـه فـرق | همه زیر فرمان من غـرب و شـرق |
| نشاید که در پیش این عشوه ساز | درآیـم بــه زانــوی عــجــز و نــیــاز |
| ز طـفـلی هم آغـوش بـسـتـر کـنم | بـه وی خـویـشـتـن را بـرابـر کـنـم |
| بــیـا سـاقـی آن طـلـق مـحـلـول را | کــه زیـرک کــنـد غــافــل گــول را |
| بـده تـا نـشـینم ز هر جـفـت طـاق | دهم جـفت و طاق جهان را طلاق |
| بــیـا مـطـرب و تـاب ده گـوش عـود | به گوش حریفان رسان این سرود |
| کــــه رنــــدان آزاده را در نــــکــــاح | نـبــاشـد بــه جـز دخـتـر رز مـبــاح |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











